مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٨ - شناخت آیه ای
دربیاید؟ میگوییم نه، نمیشود. این تا عالم نباشد نمیتواند تعلیم کند؛ این مؤلّف تا خودش عالم نباشد نمیتواند فلان کتاب علمی را بنویسد. اگر بوعلی سینا فیلسوف نمیبود کتاب شفا به وجود نمیآمد، اگر طبیب نمیبود کتاب قانون به وجود نمیآمد. از کجا فهمیدی او طبیب و عالم بوده است؟ میگویم از کتابش، یعنی از آیه و نشانه. علم بوعلی سینا یا آقای بروجردی که قابل مشاهده نیست، علم که قابل بررسی و مشاهده مستقیم نیست؛ این قوّه تعقّل و قدرت «عمقبینی» انسان است که وقتی مشاهده میکند، کلمات را میشنود، خطوط را میبیند و اینها را در یک نظام معین میبیند، فورا در پشت سر اینها نفوذ میکند و یک سلسله معلومات میبیند.
ما میبینیم که اکثر معلومات ما در جهان، به اصطلاح قرآن «معلومات آیهای» است. اگر شما میگویید فلان کس آدم خوبی است، خوبی او را نمیتوانید احساس کنید، نمیتوانید آزمایش کنید، کارش را که آیه خوبی اوست میبینید. اگر میگویید فلانی آدم بدی است، بدی او را که شما نمیبینید، تجربه و بررسی هم نمیتوانید بکنید؛ کارش را میبینید، کارش نشانه بدی خود اوست. میگویید فلان کس با من دوست است. دوستی او را که نمیبینید، ولی کارش آیه دوستی است. فلان کس با من دشمن است. دشمنیاش را که حس نمیکنید؛ میگویید کارش نشانه دشمنی با من است.
پس اکثر شناختهای ما در جهان، شناختی است که نه حسّی مستقیم است (یعنی همان شناخت احساسی سطحی) و نه منطقی علمی تجربی (که خود موضوع، قابل تجربه و آزمایش باشد) بلکه احساس ما به آیههای شئ تعلّق میگیرد ولی ذهن ما همواره از آیات و آثار، مؤثر را در ورای آن میبیند. قبلًا عرض کردم که حتی راسل هم به این حرف اعتقاد دارد (که درست هم هست) میگوید: حتی گذشتهها را از این راه میدانیم. ناپلئون را ما نه دیدهایم و نه میتوانیم آزمایش کنیم. ما که معتقد هستیم ناپلئون در دنیا وجود داشته، از روی علائم و نشانهها و آیههاست.
اینها معلومات نشانهای است، یعنی همان نوع معلوماتی که خدا را هم که انسان میشناسد به کمک همین [نوع معلومات و همین] نوع شناخت است. شناخت خدا یک نوع شناختی که اصلا شباهتی با شناختهای دیگر نداشته باشد و یک چیز مخصوص به خود باشد، نیست. راه شناختن خدا با راه شناختن بسیاری از مسائل که