مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٢ - مقایسه شناخت ابراهیم ( ع ) و شناخت روانکاوان
بوده، بزرگش کرده است و دارد پیرش میکند) حس کرد. در تمام وجود خودش تغییر و حرکت را احساس کرد. این دغدغه در وجودش پیدا شد که باید تغییر دهنده و حرکت دهنده و موتوری در عالم، موجود باشد. ابراهیم که در غار زندگی کرده است، در تقیه زندگی کرده است و سالها در جایی بوده که آسمان را نمیتوانسته ببیند، برای اولین بار چشمش به یک ستاره طالع میافتد، میگوید:«هذا ربّی؟» (وقتی که چیزی را مثل خودش میبیند میفهمد که انسان است و نمیتواند ربّ او باشد) آیا آنکه مرا تربیت میکند، تغییر و حرکت میدهد، آن نیروی حاکم بر وجود من همین است؟ «فلمّا افل قال لا احبّ الافلین» [١] تا افول و تغییر کرد گفت: این هم که مثل من متغیر و ناثابت است، مقهور و مربوب است، معلوم است اختیارش دست خودش نیست. چشمش به ماه که افتاد دید درخشانتر است، گفت: [ربّ من] همین است. لحظاتی بعد ماه جایش را عوض کرد، گفت: این هم مثل من جزئی است، گویا دارد وظیفهای را انجام میدهد، این هم تحت تأثیر قدرت و قوه دیگری است. بعد که خورشید طلوع کرد گفت: [پروردگار من] همین است. ولی بعد دید که نیرترین و روشنترین ستارگان هم مقهور است. یکمرتبه گفت (سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی): پس تمام آنچه از این جنس است مثل خودم هستند، تمام ما شهادتیم، تمام این عالم ظاهر است، به منزله قسمت پیدای آن هندوانه است؛ قسمت اعظم این هندوانه قسمت ناپیدای آن است:«انّی وجّهت وجهی للّذی فطر السّموات و الارض حنیفا و ما انا من المشرکین» [٢] من چهره خودم را متوجه آن حقیقتی کردم که تمام علویها و سفلیها را میچرخاند، آن غیبی که در ماورای اینهاست.
از نظر ماهیت شناختشناسی، میان شناخت فرویدی و شناخت ابراهیمی هیچ فرقی نیست، از نظر موضوع فرق است. شناختشناسی ابراهیم با شناختشناسی آن ستارهشناس و با شناختشناسی شما (در مثالی که در جلسه گذشته راجع به آیة اللّه بروجردی و یا سعدی عرض کردم) از نظر ماهیت شناختشناسی فرق نمیکند. ماهیت شناختشناسی در هر دو یکی است منتها موضوعش دوتاست. شما با آثار سعدی و آیة اللّه بروجردی آنها را میشناسید، از منظومه شمسی به وجود آن
[١]. انعام/ ٧٦.[٢]. انعام/ ٧٩.