مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٣ - نظری به کتاب « جدال با مدعی »
بوده. دوره مالکیت فردی دوره بدبختی بوده. باز دو مرتبه که برگردد به اشتراکیت، دوره آسایش در سطح بالاتر فرامیرسد. البته این وسط هم به حکم اینکه مقدمهای بوده برای مرحله عالیتر از مرحله قبل خودش، به یک معنی کاملتر است. به همین دلیل اینها هر نهضتی در این دورههای مالکیت فردی حتی نهضتهای انبیا را بیاثر و بیفایده میدانند ولو با حسن نیت هم انجام گرفته باشد، برای اینکه نهضتهایی بودهاند نه بر پایه علمی (به قول آنها). پایه علمی قضیه، بنیاد اقتصادی جامعه است. تمام نهضتهای غیر علمی هرچند با حسن نیت بوده و نهضتکنندگان میخواستند به جامعه خدمت کنند، در واقع به ضرر جامعه بوده و همان نانی که آنها میخواستند بیاورند تبدیل شد به بلای جان. مثلًاً اسلام، حتی آنهایی هم که با خوشبینی به آن نگاه میکنند میگویند ابتدا که نهضت کرد، واقعا یک نهضت خیرخواهانه بود ولی چون زیربنا غلط بود، همین اسلام یک ابزار شد در دست طبقه استثمارگر و به بدترین وجهی بدبختی برای جامعه به وجود آورد، و حتی محال میدانند که بدون تغییر زیربنا یک نتیجه اصلاحی گرفته شود، و در آن زمان هم تغییر زیربنا ممکن نبود چون شرایط زمان اقتضا نمیکرد و مثلًاً الغای مالکیت فردی ممکن نبود. جبر تاریخ تا مراحلش را طی نکند به کمال نمیرسد و تا مالکیت دورههایش را طی نکند به مالکیت جمعی نمیرسد. بعد میگوید:
«از آنجا که در این جامعهها تضاد در کار بوده، همیشه یک طبقه کوشش کرده تا طبقه دیگر را زیر سلطه ظالمانه خودش داشته باشد. کشت و کشتار و دیگر بدبختیهای اجتماعی در کار بوده و هست و تا هنگامی که این تضادها در متن و بطن جامعه وجود داشته باشد همه این پریشانیها و نابسامانیها در کار خواهد بود. اما از اینکه «همیشه چنین بوده» نمیشود نتیجه گرفت که «همیشه چنین خواهد بود»، نمیشود نتیجه گرفت که طبیعت و سرنوشت انسان این است که برادرکش، پریشان، دربدر، سرگردان باشد برای همیشه. ایدهآل انسان رسیدن به جامعه بیطبقه است، یعنی جامعه بدون تضاد درونی.» [١]
مدعی میگوید: آن مدینه فاضله یعنی پوچ. چرا مرا به آینده حواله میدهی، بگو الآن چه هست؟
[١]. همان، ص ٤٩ و ٥٠.