مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥١ - ٢ مکانیسم عمل
آورد ... خلقها در نتیجه جنگ قویتر میشوند ... و غیره».» [١]
نخست به جنبه روانی مسئله اشاره میکند و میگوید فلسفه دیالکتیک که مخلوق هگل است بیانکننده خصلت روح پرتحرک آلمانی است؛ یعنی میخواهد بگوید روح آلمانی که روح پرتحرکی است قهرا فلسفهاش هم فلسفه مبارزه خواهد بود و مارکس هم که آلمانی بود و از همین روحیه برخوردار بود قهرا همین فلسفه را انتخاب کرد. میگوید این فلسفه، فلسفه عمل و قدرت و مبارزه است، یعنی الهامبخش چنین چیزهاست، چون لازمه این فلسفه این است که هر چیزی از تضاد برمیخیزد. میگوید: هراکلیت که پدر دیالکتیک در یونان قدیم شناخته شده است میگوید: جنگ مادر همه چیز است و همه چیز زاییده جنگ و تنازع و کشمکش است. هگل خودش هم یک قدم از این بالاتر رفته و اشاره کرده که هر جا صلح کامل برقرار باشد، پشت سرش مرگ به وجود میآید. البته در یک حدی دیگران هم این حرف را گفتهاند و این حرف در باب «فوائد شرور» در فلسفه ما مطرح میشود، و گفته میشود علت اینکه دورههای گوناگون صعود و نزول در زندگی ملتها، اقوام، خانوادهها و افراد پیدا میشود، همین است. مثلًا اگر انسانی به رفاه برسد گرفتار رکود و سکون میشود در صورتی که تا وقتی به رفاه و آسایش نرسیده است تحرک دارد و با مشکلات دست و پنجه نرم میکند و همینکه به رفاه رسید گرفتار تنپروری و تنبلی و بیحرکتی میشود، پس مرگش وقتی شروع میشود که به صلح رسیده باشد، یعنی دشمن (مشکلات) از جلو پایش دور برود؛ و لذا میگوید هگل گفته است: دولتها اگر بخواهند موجودیتشان محفوظ بماند باید دشمن برای خودشان خلق کنند.
البته این یک قاعده کلی است و در مورد افراد و جوامع صدق میکند و تا حد زیادی هم درست است. در مورد فایده شیطان و نفس امّاره و بلاها هم چنین حرفی گفته شده است. آیه شریفه «فانّ مع العسر یسرا، انّ مع العسر یسرا» [٢] همین طور توجیه میشود. با سختی سستی هست، و با سختی سستی هست؛ و در جمله بعد:«فاذا فرغت فانصب و الی ربّک فارغب» [٣] میگوید پس از اینکه فارغ شدی دوباره خود را به رنج و
[١]. مارکس و مارکسیسم، ترجمه شجاع الدین ضیائیان، ص ٢٣.[٢]. انشراح/ ٥ و ٦.[٣]. انشراح/ ٧ و ٨.