مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩ - چرا فلک بی وزن است؟
اکنون که معلوم شد فلک نه در پایین و نه در بالا موضع طبیعی ندارد، یک مطلب به صورت یک قیاس منطقی ضمیمه میکنم و آن اینکه:
«هر جسمی موضع طبیعی دارد (کبرا).
فلک جسم است (صغرا).
فلک یک موضع طبیعی دارد (نتیجه).»
این قیاس که ضرب اول از شکل اول از قیاس اقترانی است و هر دو مقدمهاش قطعی است نتیجهاش قطعی است.
این نتیجه را جزء یک قیاس شرطی قرار میدهیم به این صورت:
«موضع طبیعی فلک یا همانجاست که هست و یا پایینتر و یا بالاتر (شق چهارم ندارد)، لکن پایینتر و بالاتر محال است، پس موضع طبیعی فلک همانجاست که قرار دارد.»
این نتیجه را اینچنین مورد استفاده قرار میدهیم که:
«فلک در موضع طبیعی خود قرار دارد (صغرا).
هر چه در موضع طبیعی خود قرار دارد نه ثقیل است و نه خفیف، بلکه بیوزن مطلق است (کبرا).
فلک بیوزن مطلق است (نتیجه).»
اینجا لازم است کبرای این قیاس اثبات شود و آن اینکه: «هر چه در موضع طبیعی خود قرار دارد نه ثقیل است و نه خفیف».
این هم روشن است، زیرا ثقل و خفّت هر دو عبارت است از کششی که جسم در حالی که از موضع طبیعی بیرون است به سوی موضع طبیعی خود نشان میدهد، چیزی که هست اجسامی که میل طبیعی آنها به سوی مرکز زمین (مرکز عالم) است، در حالی که از مرکز جدا هستند فشارشان رو به مرکز است و اصطلاحا این را «ثقل» مینامیم، مانند آب و خاک و آنچه از ترکیب اینها به دست میآید، اما بعضی اجسام دیگر فشار و میل طبیعی آنها به سوی خارج مرکز زمین است و در حالی که از محل طبیعی خود که در خارج مرکز است جدا هستند، فشار و میلشان به سوی آنجاست. اصطلاحا این فشار «خفّت» نامیده میشود، مانند هوا و آتش. علیهذا خفت نیز، به مفهومی که گفته شد، نوعی وزن است اگر چه در عرف به آن گفته نشود. پس فلک به دلیل اینکه در مرکز طبیعی خویش قرار دارد نه ثقیل است و نه خفیف.
فلک نه تنها بالفعل ثقیل و خفیف نیست، بالامکان ثقیل و خفیف نیست.
توضیح اینکه: عناصر در حالی که در موضع طبیعی خود قرار دارند بالفعل نه ثقیلند و نه خفیف، زیرا قبلا گفتیم که ثقل یا خفت فشاری است که جسم در حال خروج از