مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧ - وحدت وجود
اصیل بودن آن ملازم است با این جهت که وجود در خارج واقعیتی باشد علاوه بر واقعیت ماهیت؛ یعنی مسألهای به شکل دوران امر میان اصالت یکی از ایندو و اعتباریت آن دیگری برای شیخ اشراق مطرح نبوده است.
در کلمات خود صدرالمتألهین مسأله به این شکل مطرح نیست که مشّائیان اصالت وجودی و اشراقیان اصالت ماهیتی بودهاند و در واقع این اشتباه از متأخّران مانند سبزواری است. در هیچیک از کتب صدرالمتألهین طرح مسأله را به این صورت که مشّائیان چنین و اشراقیان چنان در این مسأله نظر دادهاند نمییابید.
وحدت وجود
در باب حقیقت وجود چند احتمال است:
١. اعتباری بودن وجود.
٢. اصالت وجود و وحدت آن به نحوی که هیچ گونه کثرتی در آن راه ندارد.
٣. اصالت و کثرت وجود؛ یعنی وجود در هر ذاتی حقیقتی است مغایر و مباین با همه وجودات دیگر، و وجود در هر ماهیتی یک امر بسیط است. البته لازمه این نظریه این است که مفهوم «وجود» مشترک معنوی نباشد، بلکه صرفاً اشتراک در لفظ باشد.
٤. اصالت «وجود» و وحدت آن در عین کثرت و کثرت آن در عین وحدت؛ یعنی حقیقت مشکک ذی مراتب است.
نظریه اول همان است که شیخ اشراق آن را انتخاب کرده است و بدان تصریح نموده و برهان بر آن اقامه کرده است و احیاناً از بعضی از کلمات دیگران هم ولی نه بدین صراحت و روشنی شاید بتوان استنباط کرد.
نظریه دوم نظریه عرفاست.
نظریه سوم به مشّائین نسبت داده میشود ولی به نظر ما این نسبت اساسی ندارد و ما تاکنون حتی یک نفر [از مشّائین] را نیافتهایم که اینچنین نظر داده باشد.
نظریه چهارم به حکمای پهلوی نسبت داده میشود و حاجی سبزواری میگوید: