مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٢ - ماتریالیسم دیالکتیک تاریخی و مبارزه طبقاتی
یکی از آن جاهایی که صریحاً و قاطعاً نظر اینها با نظر اسلام مخالف است همین جاست. اسلام برای انسان یک فطرت و اصالت قائل است و انسان را مافوق منافع اقتصادی و وضع طبقاتی میداند.
ماتریالیسم دیالکتیک تاریخی و مبارزه طبقاتی
ماتریالیسم دیالکتیک تاریخی معتقد است که به حکم جنبه دیالکتیکی تاریخ (یعنی مسأله تضاد و جنگ اضداد به صورت خاص یعنی به صورت جنگ نو و کهنه و جنگ تز و آنتیتز) همانگونه که در عالم طبیعت جنگ مادر همه چیز است، قهراً در تاریخ هم جنگ مادر همه چیز است، و جنگ تاریخ هم ماهیت مادی دارد، یعنی محرکات اصلی تاریخ در جنگها باز محرکات مادی است، یعنی جنگ طبقاتی است و شکل دیالکتیکی دارد یعنی حرکت از تضاد تز و آنتیتز و آنتی تز ابزار تولید و روابط تولید و تضادتز و آنتیتزی طبقات وابسته به روابط قدیم و طبقات خواهان روابط جدید ناشی میشود. ماتریالیسم تاریخی معتقد است که سراسر تاریخ جنگ است و جنگ
دارد ولی در شعور انسانها متمایز نیست، نقش انسانها این است که این تمایز را در اذهان به وجود میآورند». این مطلب دیگری است و این حرف مارکس سخنی بالاتر از این دارد.
ولی ما میگوییم از نظر کسی که محرک بشری را تنها همان عکس العمل نشان دادن در برابر زور و ستم میداند، یعنی از نظر او بشر دارای فطرت تکاملخواه نیست که این فطرت دارای نیرویی باشد که او را به تکامل برساند و ممکن باشد این فطرت را صیقل داد و او را به کار انداخت، مطلب بالا درست است. اینها به چنین چیزی قائل نیستند، اینها تکامل را فقط محصول عکسالعملهای قهرآمیز میدانند؛ و اگر راه تکامل منحصر به این راه باشد ما هم قبول میکنیم و مسأله مراعات مصلحت اهم در اصول یک امر واضحی است، که یک مورد آن هم در مسأله «لو تترّس الکفّار باساری المسلمین» در فقه مذکور است و فتوا به جواز قتل اسیرها برای رعایت مصلحت اهم داده شده است. اما آیا بشر تنها همین است و فقط از راه به خشم آوردن او میتوان او را به پیمودن راه تکامل وادار نمود؟ چشمهایش را ببندیم و برایش خشم ایجاد کنیم تا خود به خود به حکم غضب که ما به الاشتراک انسان و حیوان است بندها را پاره کند؟ یا بشر میتواند آگاهانه و از روی تعقل و انتخاب به پیش برود؟
- این هم بالاخره یک راهی است، چرا این راه را ببندیم؟
جواب: درست است، یک راهی است، ولی با وجود راههای دیگر نمیتوان این راه را پیمود، چون مستلزم ظلم است. بله اگر راه تکامل جامعه منحصر به این راه باشد میتوان از این راه استفاده کرد، ولی مطلب این جور نیست که راه تکامل منحصر در این راه باشد، این حرف دروغ است و در این صورت مسأله دوران امر بین اهم و مهم مطرح نیست تا به اهم اخذ کنیم هرچند مستلزم ریختن خونها و تضییع حقوق باشد.