مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨ - برهان دوم
آمده.
جواب میگوییم: آنچه در کلام شیخ آمده و ابطال شده این است که وجوب وجود، عرضی واجب باشد به معنای اینکه ذات واجب حقیقتی باشد که از حاقّ ذات آن حقیقت مفهوم دیگری مباین انتزاع شود نظیر زوجیت از اربعه و شیخ گفته که مفهوم «وجوب وجود» از این قبیل عرضی نیست و حال آنکه مطابق بیان بالا مفهوم وجوب وجود عرضی ذات واجب است ولی به معنای دیگری که شیخ نه آن را نفی کرده و نه اثبات؛ و به عبارت دیگر شیخ از صور عرضی بودن مفهوم وجوب وجود تنها متعرض آن صورت شده که ما مفهوم وجوب را از یک ذات خاص (الف مثلًا) انتزاع کنیم ولی متعرض این صورت نشده که مفهوم وجوب وجود در عین اینکه عرضی است، ذات واجب عین حقیقت وجوب وجود است [١].
و به عبارت دیگر شیخ متعرض صورتی شده که وجوب وجود را برای واجب نظیر امکان وجود برای انسان بدانیم و متعرض آن صورت نشده که وجوب وجود را نظیر موجودیت برای حقیقت وجود بدانیم.
خلاصه کلام اینکه شیخ این مطلب را فرض نکرده که ما نظر خود را به همین حقیقت وجود معطوف سازیم که در اینجا نه جنس است و نه فصل و نه عرضی عام و نه عرضی خاص.
علیهذا این برهان به خودی خود ارزشی ندارد مگر آنکه ارجاع شود به یکی از براهین دیگر.
دلیل پنجم دلیلی است که شیخ در فصل «توحید» شفا در ضمن برهان تعین به آن اشاره کرده به این بیان:
«و کیف یکون المهیة المجردة عن المادة لذاتین و الشیئان انما یکونان اثنین اما بسبب المعنی و اما بسبب الحامل للمعنی و اما بسبب الوضع او المکان او بسبب الوقت و الزمان، و بالجملة لعلة من العلل ...»
[١]. صدرالمتألهین در حواشی شفا بعد از ذکر ادله شیخ آنجا که میخواهد برهان عرشی خود را بیان کند اشارتا این نکته را بیان میکند که نسبت مفهوم وجوب وجود به حقیقت وجوب وجود اشبه است به نسبت نوع به افراد از عرضی عام به افراد.