مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠١ - دو روش مطالعه در جامعه شناسی
فصل دیگر تحت عنوان «بستگی نوآوری به فرهنگ» است. در این فصل نهایت درجه تقلب کرده است. «بستگی نوآوری به فرهنگ» تیتر و عنوان خوبی است و همان چیزی است که ما میگوییم. ما گفتیم که ریشه نوآوریها و تکامل، فرهنگ و نیروی ابتکار انسان است. خدا انسان را متمایز از حیوانهای دیگر آفریده است، یا به قول شما حیوان در مسیر تکاملیاش به انسان رسیده است. انسانیت انسان یعنی یک بعد جدید در وجود او. حالا نفخه الهی را قبول بکنید یا نکنید به هر حال یک بعد جدید به هستی انسان داده شده است که به موجب این بعد جدید انسان خلاقیتی دارد که در هیچ حیوانی وجود ندارد و هیچ هم با عوامل مادی قابل توجیه نیست، جز با روح الهی با هیچ چیزی قابل توجیه نیست و همین هم راز تکامل انسان است.
بعد از آن تیتر جالب، میآید فرهنگ را تقسیم میکند به فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی و مقصودش از فرهنگ مادی، تمدن و ابزار تولید است. این تعبیر درست نیست. فرهنگ به امور معنوی گفته میشود، نه خصوص معنویات مذهبی بلکه معنویات به طور کلی (علوم و معارف و نظایر آن)، اما به امور مادی فرهنگ نمیگویند. ظاهراً مقصود او از این کار این است که میخواهد بعضی از امور را تحت عنوان متغیر بودن فرهنگ، متغیر بداند. بعد میگوید:
«انسان برای حفظ حیات ناگزیر از آن است که همواره با طبیعت پیرامون خود بستیزد و نظرا و عملا بر آن چیره گردد. مبارزه انسان با طبیعت در جریان زمان بر منوال یگانه ادامه نمییابد بلکه در هر دورهای به تناسب مقام تاریخی (در چاپهای بعد: اقتصادی) و میراث فرهنگی انسان و نیز تا اندازهای موافق مقتضیات طبیعی به خود شکلی میگیرد.»
این مقتضیات طبیعی را توضیح نمیدهد، ممکن است مقتضیات جغرافیایی باشد چون این امر در هر محیط جغرافیایی قهرا نیاز خاصی پیدا میکند، و ممکن است مقصود نیازهای اقتصادی و اجتماعی باشد، یعنی تکامل از یک طرف بستگی دارد به انباشتگی فرهنگی گذشته و از طرف دیگر بستگی دارد به نیازها. این حرف تا