مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - آیا پیشرفت مسیحیت دلیل حقانیت آن است؟
امروز در دنیا بسیاری از افراد نظیر این حرفها را بر اساس مسلک «فلسفه عمل» میگویند ولی با سادهاندیشی، که راسل و امثال او به این سادهاندیشیها توجه کردهاند.
آیا پیشرفت مسیحیت دلیل حقانیت آن است؟
مسیحیها این حرف را زدهاند و الآن هم در افواه هست که اسلام یک مکتب و مسیحیت هم یک مکتب؛ این دیگر معنا ندارد که برویم دنبال مزایای اسلام و نقایص مسیحیت بگردیم و بگوییم: اسلام دین توحید است و مسیحیت دین تثلیث، اسلام دین مساوات است و مسیحیت دین تبعیض، و امثال اینها. این حرفها یعنی چه؟! اصلًا دنبال این حرفها نروید. میگویند این مطلب در انجیل هم آمده است که هر درختی را از روی میوهاش باید شناخت. ما چه کار داریم که در متن و محتوای مکتب اسلام تحقیق کنیم و ببینیم چیست و در متن و محتوای مکتب مسیحیت تحقیق کنیم و ببینیم چیست؟ دنبال میوههای ایندو میرویم. سراغ میوه مسیحیت میرویم؛ کشورهای مسیحی کشورهای متمدن و پیشرفته هستند، هم در تمدن مادی جلوتر هستند و هم در فرهنگ و امور معنوی. وقتی سراغ مسلمین میرویم میبینیم مردمی عقبمانده هستند. از نظر فلسفه عمل- یعنی فلسفهای که معیار حقیقت را نتیجه عملی میداند و روی هیچ مسئلهای غیر از معیار عمل فکر نمیکند- این کافی است برای آنکه اسلام را در مقابل مسیحیت محکوم کند.
ولی این سخن جواب بسیار واضح و روشنی دارد. شما یک جامعه اسلامی و یک جامعه مسیحی را میبینید. چنین فکر میکنید که در جامعه مسیحی مسیحیت صددرصد پیاده شده و این مسیحیت «پیاده شده» است که به این نتیجه رسیده، و در جامعه اسلامی نیز اسلام پیاده شده و این اسلام «پیاده شده» است که به این نتیجه رسیده است. اتفاقا قضیه به شکل دیگری است؛ چشمهایت را باز کن، اندکی نگاه کن!
شیخ محمد عبده در جواب یک کشیش مسیحی که به همین شکل استدلال کرده بود، گفته بود: بسیار استدلال صحیحی است که میگویید هر درختی را از روی میوهاش باید شناخت، ما هم این مطلب را قبول داریم ولی به شرط اینکه بدانیم این