مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤١ - مقایسه شناخت ابراهیم ( ع ) و شناخت روانکاوان
در عالم رؤیا برای انسان رخ میدهد [به وجود روان ناخودآگاه پی بردند]. عالم رؤیا برای فروید یک کلید حل معمای روان ناخودآگاه شد، یعنی از وجود رؤیاها توانست پی ببرد که انسان روان ناخودآگاهی دارد که نمیتوان آن را در زیر ذرّهبینها دید و یا شهود باطن کرد (مثلًا آگاهی روانشناسی از آن پیدا کرد). علائم در مجموع نشان داد که ما یک چنین غیب و پنهانی داریم.
این چه نوع شناختی است؟ این همان شناخت آیهای است که جلسه گذشته عرض کردم؛ یعنی خدای متعال به ذهن انسان خاصیتی داده است که از آنچه میبیند و حس میکند، به عنوان علامت و نشانه [استفاده میکند تا] درون و باطنی را که پشت آن است کشف کند. روان ناخودآگاه را بشر کشف کرد (نه اینکه احساس کرد، کشف کرد)، غیبی را از شهادت کشف کرد.
آیا سیاره نپتون برای اولین بار به وسیله دوربین کشف شد؟ خیر، مردی ریاضیدان و ستارهشناس وقتی همه منظومه شمسی را زیر نظر گرفت گفت باید در آن قسمت از فضا هم مداری باشد و سیارهای در آن مدار حرکت کند، نمیشود این منظومه فقط از این سیارهها تشکیل شده باشد، یعنی روی صفحه کاغذ وجود نپتون را کشف کرد؛ بعدها- که دوربینهای قویتر اختراع شد- دیگران آنچه را که او قبلًا با نیروی تفکر و تعقل از روی علائم و نشانهها کشف کرده بود تأیید کردند.
مقایسه شناخت ابراهیم ( ع ) و شناخت روانکاوان
فرق ابراهیم خلیل با فروید و همه روانکاوان عالم چیست؟ فرق ابراهیم خلیل با کسی که سیاره نپتون را کشف کرد چیست؟ فرقش این است که کار اینها مربوط به جزئی از عالم است؛ آقای فروید از وجود انسان، جزء دیگری و آن آقای ستارهشناس از جزئی از منظومه شمسی جزء دیگری را کشف کرد؛ ولی ابراهیم خلیل چه کرد؟ ابراهیم (ع) سودا را یکسره کرد، تنها به روان انسان نگاه نکرد، تنها به خورشید و ماه و زمین نگاه نکرد؛ عالم طبیعت و حرکت و عالم اجسام را یکسره زیرنظر گرفت و گفت این [جهان] غیب و باطنی دارد. او اول خودش را موضوع مطالعه قرار داد. خودش را یک موجود متربّی و متغیر و مقهور و یک موجودی که چه بخواهد و چه نخواهد قوه و قدرتی هست که او را گردش و حرکت میدهد (کوچک