مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٨ - علت تفکیک حقیقت و اخلاق
میدهند برای ما قابل قبول نیست) این است که میگویند: موجود جاندار با موجود غیر جاندار مانند گیاه [فرقشان این است که] حرکت غیر جاندار به سوی غایتش یک شکل و یک راه بیشتر ندارد و به طور جبری به سوی مقصد خودش حرکت میکند، طبیعت در همان مرحله طبیعی بودن خودش مجهز به وسائلی است که به وسیله آنها جبرا به سوی مقصد خودش حرکت میکند. جاندار هم از لحاظ وجود طبیعی و جسمی در عالم خودش همینجور که درخت به سوی غایت خودش به طور مستقیم حرکت میکند، آن هم همینطور حرکت میکند، ولی تجهیزات طبیعت به خودی خود کافی نیست که در بسیاری از حرکات حیوان را به سوی مقصد خودش ببرد، اینجاست که حیوان برای رسیدن به مقصد از دستگاه شعوری و ادراکی خودش استفاده میکند و در واقع یک نوع هماهنگی پیدا میشود میان طبیعت عینی و تکوینی- یعنی طبیعت فاقد شعور- و دستگاه شعوری، که دستگاه شعوری عملی انجام میدهد که طبیعت را به مقصد خودش میرساند، ولی دستگاه شعوری برای یک سلسله مقاصد دیگر عمل میکند و انسان میپندارد که ایندو تصادفا با یکدیگر منطبق میشوند.
طبیعت ادراکی انسان و حیوان به این شکل است که همینکه یک چیزی را تصور و ادراک میکند یک میل و شهوت در او پیدا میشود و یک نوع لذت از رسیدن به آن و یک نوع المی از نرسیدن به آن برایش پیدا میشود، و بعد به انگیزهای- انگیزه ملتذ شدن، نجات دادن خود از الم- به دنبال آن میرود. مثلًا احساس گرسنگی میکند و در اثر تجربهای که از لذت غذا خوردن دارد، برای رسیدن به آن لذت به دنبال غذا میرود، ولی در عمل ضمنا طبیعت هم به مقصد خودش رسیده است. طبیعت کمبودهایی پیدا کرده و نیاز به «بدل ما یتحلّل» دارد. با خوردن غذا هدف شعوری خورنده که تنها لذت بود حاصل میشود، و در ضمن بدل ما یتحلّل هم برای طبیعت تأمین میشود. پس هر دو، کار خودشان را انجام میدهند؛ خورنده لذت میبرد و طبیعت هم مایحتاج خودش را تأمین میکند. ولی آیا این دو کار با هم بکلی بیارتباطند و تصادفا با یکدیگر منطبق شدهاند؟ ممکن بود مطلب به گونه دیگری واقع شود، مثلًا خورنده از خوردن سنگ لذت ببرد و معده نیاز به مواد دیگر داشته باشد ولی تصادفا اینجور شد که خوردنیهای لذیذ برای خورنده اتفاقا به درد طبیعت و جسم خورنده هم میخورد و نیاز او را رفع میکند؟ آیا مطلب از این قرار است؟ یا نه، هیچ تصادفی در کار نیست و یک وابستگی وجود دارد، منتها یکی از ایندو اصل است و