مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٧ - علت تفکیک حقیقت و اخلاق
عمیقی است [١]، مقداری به درد فلسفه میخورد که اندیشهسازی ذهن را بیان میکند، و یک مقدار بیشتری به درد علم اصول میخورد.
ایشان آمدند اندیشهها و فکرهای اعتباری و کیفیت پیدایش آنها را در آن مقاله مطرح کردند، که سزاوار کار و بحث و مناقشه بیشتر میباشد، ولی در اینجا خلاصهای از آن که مربوط به این بحث است بیان میشود. حرف ایشان از اینجا شروع میشود که: یک قدرت و یک کار برای ذهن این است که اندیشههایی را که از اشیاء خارجی و عینی میگیرد- که اندیشه حقیقی است و ذهن در گرفتن آنها قدرت اختراع ندارد- بر یک واقعیت دیگر منطبق میکند، یعنی حد یک شئ را بر شئ دیگر منطبق میکند؛ به تعبیر اصطلاحی و ادبی، مجاز و تجوّز به خرج میدهد. مجاز این نیست که یک لفظ را بردارند و به معنای دیگر به کار ببرند، مثلًا لفظ شیر را از معنای خودش منسلخ کنیم و در معنای یک فرد از افراد انسان که شباهتی با آن داشته باشد (رجل شجاع) به کار بریم؛ نه، مجاز تصرف در معنی است نه تصرف در لفظ، و در واقع مسأله به این شکل است که مثلًا زید را مصداق معنای شیر میبینیم و بعد لفظ شیر را در آن به کار میبریم، و این کار در واقع یک نوع انشاء و ایجاد است که ذهن انجام میدهد. آقای بروجردی (ره) در این مورد یک تعبیر خوبی داشتند، میگفتند وقتی میگوییم: «رایت اسدا یرمی» در واقع یک جمله را بجای دو جمله به کار بردهایم، و کأنّه گفتهایم «رأیت زیدا، و زید مثل الاسد» و ایشان در باب مجاز همان حرف سکاکی را قبول داشتند.
این حرفی است که ایشان (علامه طباطبائی) در باب قدرت ذهن بر اعتبار و انشاء و فرض دارند، یعنی چنین فرضی که چیزی را مصداق چیز دیگر قرار دهیم با یک عنایت نه بیحساب.
حرف دیگری که ایشان دارند و خیلی حرف خوبی است (ولی تعمیمی که
[١]. این بحث بدون شک یک ابتکار خیلی خیلی با ارزشی است، نقصش فقط این است که این یک مطلبی بوده که ایشان شخصاً به آن رسیدهاند و بعد هم فکر کردند و در آن پیش رفتند، ولی آن را با کلمات قدمای خودمان مربوط نکردند که معلوم شود ریشه این حرف در کلمات امثال شیخ در مورد عقل عملی و عقل نظری چیست. اگر از حرفهای آنها شروع میکردند و بعد پیوند میدادند با حرف خودشان، بهتر بود، و علت اینکه از کلمات فلاسفه قدیم این مبحث قطع شده است این است که ایشان از علم اصول به این مطلب رسیدند نه از فلسفه، و اولین الهامبخش ایشان هم حرفهای مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانی بوده است در باب اعتباریات، که ایشان دنبالش را گرفتهاند و رفتهاند تا اینجا، لذا آن را با حرفهای فلاسفه ارتباط ندادهاند.