مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢ - برهان دوم
اینکه: اگر ذات واجب ماهیتش عین وجود باشد باید ذات واجب مرادف باشد با مفهوم وجود، و اشکال دیگر برای مثل شیخ اشراق که اگر وجود اصیل باشد و امری متحقق باشد لازم میآید واجبها متعدد باشد زیرا ماهیت وجود ممکن عین تحقق و فعلیت خواهد بود؛ و از همین جاست که محقق دوانی گفته که ذات واجب عین حقیقت وجود است و موجود است و ذوات ممکنات موجودند به معنای انتساب به وجود.
* در ضمن حدیث کافی برهان فرجه آمده. برهان فرجه برگشتش به همین برهان ترکیب است که شیخ آورده و دلیل سوم ما بود، با این تفاوت که در برهان فرجه این خصوصیت رعایت شده که اگر ما به الامتیازی در ذات واجب باشد آن هم واجب خواهد بود نه ممکن و از طرفی وحدت واقعی از دو واجب محال است، بین دو واجب همواره امکان بالقیاس است، پس دو واجب سه واجب (حداقل) خواهد بود و سه واجب پنج واجب الی ما لا نهایة له.
صدرالمتألّهین برهان ترکیب را در اسفار اینطور تقریر میکند: اگر واجب متعدد باشد باید از یکدیگر امتیاز داشته باشند؛ این امتیاز یا به تمام ذات است، پس لازم میآید «وجوب وجود» عرضی آنها باشد و کل عرضی معلّل، فرجع الی کون کل منهما علّة لوجوب وجوده [١]؛ و یا این است که امتیاز آندو از یکدیگر به عوارض ولواحق است، این عوارض ولواحق یا معلول ذات است یا معلول غیر، اگر معلول ذات است، یا ذات واحد است (کما هو المفروض) پس باید تعین هم واحد باشد فلا تعدد ذاتا و لا تعینا و اگر
[١]. این بیان مخدوش است هم بنابر اصالت ماهیت و هم بنا بر اصالت وجود، امّا بنا بر اصالت وجود به جهت آنکه مرجع خارج بودن وجوب وجود از حاق ذات واجب معروض بودن وجوب وجود و عرضی بودن ماهیت واجب است و لازم نمیآید که وجوب وجود معلّل باشد به ذات واجب بلکه لازم میآید که ذات و ماهیت واجب معلّل یعنی منتزع باشد از وجوب وجود، آری اشکال دیگری باقی میماند که دو وجوب وجود چه امتیازی از هم دارند که از هر یک، یک ماهیت انتزاع میشود و لازم میآید تباین یا ترکیب دو وجوب وجود، و این اشکال دیگری است غیر از این اشکال؛ و امّا بنابر اصالت ماهیت به جهت آنکه «وجوب وجود» یک مفهوم انتزاعی است معلّل بودن آن به معنای منشأ انتزاع داشتن آن است و اشکالی ندارد، آری اشکال دیگری هست و آن این است که چگونه جایز است که از متباینات بما هی متباینات مفهوم واحد انتزاع شود؟ و این اشکال درست دیگری است.