مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١ - برهان دوم
شق مسکوت عنه آن برهان است و آن برهان را اینطور باید تکمیل کرد (هر چند محتاج به این تکمیل نیست) که دو واجب یا هیچ خصوصیتی غیر از وجوب وجود ندارند پس لازم میآید معلول هر یک صلاحیت داشته باشد که معلول دیگری باشد و اگر جز حقیقت وجود خصوصیت دیگری دارند پس لازم میآید الخ ...
برهان هشتم: در مبدأ و معاد ص ٣٧ میگوید:
«لیس فی الوجود واجبان اذ الوجود یکون حینئذ نفس المهیة لهما و لازم النوع واحد و العارض الغریب یوجب المخصص الخارجی ...»
حاصل این برهان این است که بعد از آنکه وجود عین ماهیت واجب است و لازم نوع هم همه جا یکسان است و عوارض غریب هم در ذات واجب نه از ناحیه غیر و نه از ناحیه ذات راه ندارد پس تعدد از کجا پیدا شد؟
مجموعهآثاراستادشهیدمطهری ج١٣ ٣٣١ برهان دوم ..... ص : ٣٢١
ن برهان چیزی جز برهان سوم ما که خود صدرا قبلًا آن را ذکر کرد نیست.
صدرا در ص ٣٨ مبدأ و معاد تحت عنوان «برهان اخر» بیانی ذکر میکند که حاصل آن این است: مفهوم واحد از امور متخالفه بماهی متخالفه انتزاع نمیشود پس اگر واجب متعدد باشد لازم میآید در ذاتی با هم مشترک باشند خواه تمام ذات و خواه جزء ذات، و اشکال هر دو فرض را قبلًا بیان کردیم. به نظر نمیرسد که این، برهان علیحدهای باشد بلکه تتمیم برهان سوم است.
برهان نهم همان برهان عرشی صدرالمتألّهین است که ما بعداً تفصیلًا متعرض او میشویم.
قوم معمولًا در بیان خودشان به واسطه مشخص نبودن بحث اصالت وجود و ماهیت یک نحو خلط مخصوصی کردهاند؛ از یک طرف میگویند واجب الوجود وجود صرف و انّیت محضه است، البتّه این یک طرز فکر اصالت وجودی است، و [از طرف دیگر] میگویند «ماهیته انّیته»؛ این تعبیر را اصالت وجودی اینطور توجیه میکند که «ای لا ماهیة له» و یا آنکه گاهی میگویند ماهیت دو اصطلاح دارد: «ما یقال فی جواب ماهو» و «ما به الشئ هو هو». ولی مثل این است که در قدیم یک اصطلاح بیش نبوده و واقعاً مقصودشان این بوده که وجود، تمام حقیقت نوعیه ذات واجب است و معتقد بودهاند خاصیت ماهیتی که ذات آن ماهیت وجود باشد این است که ضرورت ازلی تحقق دارد. از اینجاست که دو اشکال پیش آمده یکی برای فخر رازی و آن