مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٨ - راز انحطاط و تعالی جامعه ها
کل جامعههای انسانی است. پس این دو مسأله را نباید با یکدیگر مخلوط کرد.
راز انحطاط و تعالی جامعه ها
در مورد اینکه هر جامعهای محکوم به انحطاط است، این سؤال پیش میآید که آیا این انحطاط و فنا مانند مرگهای طبیعی اجتناب ناپذیر است؟ یا نه، بشر ممکن است برسد به مرحلهای که جلوی موت جامعهاش را بگیرد [١]؟ اگر برای جامعه هم حیاتی قائل باشیم، مسلّما از هر جهت مانند حیات افراد نیست که لازمهاش مرگ باشد، ممکن است حیات جامعه بدون مرگ باشد. تازه در مورد افراد انسان هم مرگ در سنین معین یک امر طبیعی نیست. هرچند برای انسان جاودانگی به معنای دقیق فلسفی ممکن نیست، ولی جاودانگی عرفی و اینکه هزاران سال زندگی کند کاملا ممکن است و هم اکنون مسأله پیدا کردن راز عمر انسان و طولانی کردن عمر بشر برای علم مطرح است.
در کتاب تاریخ چیست؟ رازی برای انحطاط جامعهها ذکر میکند و میگوید بشر در اثر رشد آگاهیاش میتواند بر عوامل انحطاط تمدن فائق شود. آن راز این است که یک قومی به علل خاصی ترقی میکنند ولی بعد شرایط زمان تغییر میکند، ولی اینها چنان اشباع شدهاند از گذشته که همیشه میخواهند آینده را هم به چشم گذشته ببینند، یعنی تغییراتی را که رخ میدهد و باید خودشان را با آنها وفق بدهند نادیده میگیرند و چون این تغییرات را نادیده میگیرند زمان آنها را درهم میشکند. ولی اگر تمدنی با روح و خصوصیات ویژه خودش بروز کند و در مردمش قابلیت انعطاف وجود داشته باشد، یعنی در مورد اموری که حفظ و نگهداری آنها ضرورتی ندارد پافشاری نکند، این فرهنگ و تمدن میتواند با روح خودش برای همیشه باقی بماند.
[١]. در مقدمه کتاب انسان و سرنوشت نیز این مسأله را مطرح کردهایم که آیا انحطاط برای هر جامعهای ضروری است و این یک قانون قطعی است که هر جامعهای محکوم به مرگ است، پس قابل جلوگیری نیست، همانطور که مرگ قابل جلوگیری نیست؛ یا نه، چنین قانون ضروریای در کار نیست، [بلکه] تا به حال هرچه دیده شده است چنین بوده است؟