مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - تعمیم قوه و فعل در اعراض اشیاء
حفظ کرده است. او میان «تغییر» و «حرکت» فرق قائل شد و گفت ما دو نوع تغییر داریم:
١. تغییرهای تدریجی به نام «حرکت».
٢. تغییرهای دفعی به نام «کون و فساد» (حادث شدن و فانی شدن که در فاصله این حدوثها و فناها ثبات برقرار است).
او میگفت تغییرهای تدریجی در سطح اشیاء است، در کمیت و کیفیت اشیاء، در نقل و انتقالهای اشیاء، در وضع اشیاء و بالاخره در ظواهر اشیاء است که همه اینها مقولات عرضیاند؛ در عمق وجود اشیاء حرکت نیست ولی تغییر هست و اسم این تغییر را «کون و فساد» گذاشت. وی میگفت اشتباه است که واقعیت انسان را نتیجه روابط اجزاء یک واحد مکانیکی- مثلًا ماشین- بدانیم. او میان ماده و صورت فرق گذاشت. هر جسم را مرکب از ماده و صورت دانست و گفت ماده حادث شونده و فانی شونده نیست، اما صورت حادث و فانی میشود. صورت، ماوراء شکل ظاهری است، جزء ماهیت اشیاء است، بلکه اساسیترین جزء واقعیت شئ است. واقعیت اشیاء به «صورت» آنها بستگی دارد نه به ماده آنها (شیئیة الشئ بصورته لا بمادّته). صورتها در معرض حدوث و فنا و کون و فسادند و به این ترتیب واقعیت اشیاء دگرگون میشود، ماهیتهایی فانی میشود و ماهیتهای دیگری حادث میگردد. ماده که از حدوث و فنا و کون و فساد معاف است، نه به معنی استثنایی در قانون کلی کون و فساد است، بلکه از آن جهت است که ماده واقعیتی در عرض سایر واقعیتها نیست، ماده زمینه واقعیت است نه خود واقعیت.
بدیهی است که ماده ارسطویی را نباید با ماده فیزیکی اشتباه کنیم. ماده فیزیکی از نظر ارسطو مرکب از ماده و صورت است.
ارسطو نظریه دیگری دارد که با نظریه «ماده و صورت» خویشاوند است و آن نظریه «قوه و فعل» است.
تعمیم قوه و فعل در اعراض اشیاء
ارسطو نظریه قوه و فعل را در اعراض اشیاء تعمیم داد و گفت اشیاء یک حالت بالقوه دارند. شیئی که بعد وجود پیدا میکند قبلًا بالقوه وجود دارد و بعد حادث