مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٦ - اعتبار استخدام
برای اینکه معیاری کلی در اخلاق داشته باشیم ضرورتی نیست خوبی و بدی را از قبیل سفیدی و سیاهی و یا کره بودن و مکعب بودن امور عینی بدانیم. راسل به اصل من دوست دارم به عنوان یک فرد، آنهم یک فردی که فقط به منافع مادی و جسمانی میاندیشد، توجه کرده است، اما به اصل من دوست دارم برای خودم به عنوان فردی که کرامت والای روح خود را احساس میکند، یا اصل من دوست دارم به عنوان فردی که مصالح نوع را دوست میدارد، توجه نکرده است.
اعتبار استخدام
بعد ایشان یک حرف دیگری میزنند که خیلی هم آن را در جاهای مختلف مثل تفسیر المیزان تکرار میکنند و آن این است: یک اعتبار از اعتبارات، اعتبار استخدام است و آن این است که انسان یک رابطهای دارد با قوا و اعضای خودش که این رابطه رابطه عینی و تکوینی و واقعی است. اینکه قوه دست ما در خدمت ما هست، خود این یک امر تکوینی است یعنی واقعا و تکوینا در خدمت من هست. تمام اجزاء وجودی انسان مملوک واقعی انسان است و واقعا در خدمت انسان است.
بعد میگویند: همینجور که این دست مال اوست، این ماده و این و آن را هم مال خودش میداند، همینجور هر ماده خارجی برای انسان شکل یک ابزار و یک وسیله را پیدا میکند؛ یعنی به همه چیز توسعه میدهد و این توسعه همان اعتبار است، و حد آنچه را که واقعیتش محدود به وجود خودش است توسعه میدهد به اشیاء دیگر؛ و اینگونه اعتبار را هم یک امر غریزی برای انسان میدانند و بعد میگویند: این اعتبار اختصاص به مواد خارجی و جمادات و نباتات و اینها ندارد، انسان به هر انسانی هم به چشم استخدام نگاه میکند؛ و این را هم یک اعتبار عمومی و یک امر فطری برای انسان میدانند که انسان بالطبع استثمارگر آفریده شده است؛ بعد مسائل اجتماعی و اخلاقی را به حکم یک اصل ثانوی میخواهند بپذیرند، که اتفاقا در این مقاله راجع به این مطلب بحث نکردهاند ولی در تفسیر المیزان ذیل آیه ٢١٣ از سوره بقره «کان النّاس امّة واحدة ...» بحث کردهاند و شاید بین گفتههای ایشان در جاهای مختلف اختلاف هم وجود داشته باشد.
در اینجا میخواهند بگویند استخدام یک امر فطری است، در عین حال عدالت