مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٥ - شباهت نظریه علامه طباطبائی با نظریه راسل
میگوید آن خورش خوب است و یکی خورش دیگر را دوست دارد میگوید آن خوب است. حالا حق با کیست؟ با هر دو، هر کدام خورش معینی را دوست دارند، حکم به خوبی همان میکنند. در اینجا یک خوب مطلقی نداریم که با آن بسنجیم و حکم به صواب یکی و خطای دیگری بکنیم.
بعد میگوید اگر دوست دارید، برای شما خوب است و اگر دوست نمیدارید، برای شما بد است؛ اگر عدهای دوست بدارند و عدهای دوست ندارند نمیتوان به موجب دلیل حکم کرد، بلکه باید به زور متوسل شد، همین که میگویند عدالت مال اقویاست. وقتی عدهای این را دوست دارند و عدهای ندارند، هر که آمد با زور آن مطلوب خودش را تحمیل کرد، آن میشود قانون، یا زور آشکار یا زور پنهان.
خلاصه سخن راسل این است که: مفهوم خوب و بد، بیانکننده رابطه میان شخص اندیشنده و شئ مورد جستجوست، اگر رابطه رابطه دوست داشتن باشد آن را «خوب» میخوانیم و اگر رابطه رابطه نفرت داشتن باشد آن را «بد» میخوانیم و اگر نه دوست داشتن باشد نه نفرت داشتن، آن شئ نه خوب است و نه بد.
پاسخ راسل این است که اولًا باید ریشه دوست داشتن را به دست آوریم که چرا انسان چیزی را دوست میدارد و چیزی را دوست نمیدارد. انسان چیزی را دوست میدارد که آن چیز برای حیات او ولو از جنبه خاص مفید و نافع باشد. به عبارت دیگر طبیعت همواره به سوی کمال خود میشتابد و برای اینکه انسان را در آنچه به وسیله اراده و اختیار صورت میگیرد وادار به عمل نماید شوق و علاقه و دوستی را در او تعبیه کرده است، همچنانکه مفهوم باید و نباید و خوب و بد را تعبیه کرده است.
طبیعت همچنانکه به سوی کمال و مصلحت فرد میشتابد، به سوی کمال نوع و مصلحت نوع نیز میشتابد. اساسا کمال فرد در قسمتهایی، از کمال نوع مجزا نیست. در اموری که کمال نوع است و کمال فرد در کمال نوع است قهراً نوعی دوست داشتنها که همه افراد در آنها علی السویه هستند در همه افراد به صورت یکسان وجود پیدا میکند. این دوست داشتنهای متشابه و یکسان و کلی و مطلق، معیار خوبیها و بدیها (کلی) هستند. عدالت و سایر ارزشهای اخلاقی همه اموری هستند که طبیعت از نظر مصالح نوع و کمال نوع به سوی آنها میشتابد و برای رسیدن به آنها از طریق فعل اختیاری، علاقه به این امور را در نفس همه افراد به وجود آورده و به موجب آن علاقه، بایدها و نبایدها به صورت یک سلسله احکام انشائی کلی در نفس به وجود میآید. پس