مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠١ - شناخت عقلی و گستردگی آن
بله. پس اگر صدهزار نفر هم خبری را نقل کنند ما هرگز به [یقین] نخواهیم رسید زیرا از ضمّ صفر به صفر عدد پیدا نمیشود و ما باید احتمال دهیم که آن خبر دروغ است، حال آنکه محال است، میدانیم خبر متواتر از هر راستی راستتر است.
بنابراین، مسأله، مسأله کسر شدن احتمالات نیست؛ به قول بوعلی سینا مسأله یک برهان عقلی ضمنی مخفی است که ذهن انسان در درون خودش تشکیل میدهد. همان طور که انسان در یک مسأله ریاضی نمیتواند در میان میلیاردها احتمال حتی یک احتمال خلاف بدهد، در اینجا هم در میان میلیاردها احتمال نمیتواند احتمال خلاف بدهد. یک فیلسوف واقعاً در این مسأله گیر میکند، راسل در اینجا درمانده است، میگوید: همان طوری که به وجود چمبرلن [١] در زمان خودم یقین دارم- چون او را دیدهام- در وجود ناپلئون هم شک ندارم که چنین آدمی بوده است.
اینجاست که مسأله قرائن و نشانهها پیش میآید که ما میخواهیم بگوییم بزرگترین عمل شناختی ذهن بشر، همین است که قرآن اسمش را «آیه و ذی الآیه» گذاشته است. مسأله «آیه و ذی الآیه» اختصاص به شناخت خدا ندارد. شناخت شناسی از هر مسألهای مهمتر است. اگر کسی شناختشناس باشد، میبیند که اکثر معلومات بشر داخل در آن مقوله از شناخت شناسی است که قرآن آن را «شناخت از آیه به ذی الآیه» نامیده است. مسأله پی بردن به خدا، از نظر ماهیت شناختی- قطع نظر از جنبههای دیگر- با شناخت ناپلئون هیچ فرقی نمیکند، اگرچه ناپلئون یک وجود محسوس است.
آینده هم همین طور است؛ آینده را شما از کجا میدانید؟ مخصوصا از کسی که در فلسفه تاریخ قائل به جبر تاریخ است باید پرسید: آینده جامعه بشریت براساس فلسفه و علم تو چیست؟ میگوید: بدون شک آینده بشریت سوسیالیسم [٢] است، مراحل تاریخ پیش میآید تا به کاپیتالیسم [٣] میرسد و کاپیتالیسم جبرا منتهی به سوسیالیسم میشود. به او میگوییم مگر آن آینده برای تو محسوس است که تو به طور قطعی آن را پیشبینی میکنی؟ میگوید نه. پس، از کجا فهمیدی؟ میگوید روی
[١]. ]سیاستمدار انگلیسی].[٢]. .[٣]. .