مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
در اشارات نمط سوم نیز بیانی نظیر این بیان دارد.
این مطلب بهانهای به دست متکلمین داد که به ستیزه برخیزند و بگویند اگر علم عبارت است از حضور معلوم در ظرف ذهن، لازم میآید که ذهن متصف گردد به صفات معلوم، یعنی مثلًا با تصور حرارت داغ شود و با تصور برودت سرد گردد.
ایرادات متکلّمین بر حکما در ابتدا از این نوع ایرادها بوده است.
خود متکلمین نظریه اضافه را انتخاب کردند. متکلمین در ابتدا به کلی منکر وجود صورتی در ذهن شدند. حکما در جواب آنها و برای اثبات اینکه چنین نیست که هیچ گونه صورتی در ذهن وجود نداشته باشد موضوع تصور معدومات و حکم بر معدومات و تصور کلیات و حکم بر کلیات را پیش کشیدند، و طرفداران حکما در جواب ایرادات متکلمین دست و پا میکردند تا آنکه در قرن ششم برای اولین بار این فکر مطرح شد که مقصود حکما از اینکه «علم عبارت است از تمثّل صورت معلوم در ذهن» این نیست که واقعاً ماهیت معلوم در ذهن وجود پیدا میکند، بلکه مقصود این است که شبحی از معلوم نظیر سایهای که از شخص در آفتاب پیدا میشود و یا عکسی که از وی [در آب میافتد، در ذهن وجود پیدا میکند.]