مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣ - یک مثال ساده
مکان مخصوص ندارد و در عین حال در همه جا هست، هر جا که مکان هست زمان هم هست، زمان همه جا را پر کرده و به همه اشیاء و اجزاء طبیعت به اندازه خودشان به خودشان نزدیک است.
پس مضحک خواهد بود اگر کسی ایراد بگیرد و بگوید اگر زمان حقیقت دارد در کجاست و چرا من آن را لمس نمیکنم؟ زمان را به من نشان بدهید.
با حفظ تنزیه و بدون اینکه بخواهیم به اصطلاح مرتکب تشبیهی شده باشیم، میگوییم: نزدیکترین مثالها برای اینکه اندکی به حقیقت نزدیک شده باشیم و کم و بیش طرح و تصویر صحیحی از مسئله خدا و جهان دیگر در ذهن خود داشته باشیم مثال زمان است.
آن کس که در پی تحقیق این مسئله است باید از اول بداند که در پی یک موضوع فلسفی است نه یک موضوع به اصطلاح علمی، یعنی نباید آنطور در جستجو باشد که یک موجود خاص را در میان موجودات طبیعت و در کنار آنها جستجو میکند، باید بداند که اعتقاد به ماوراء طبیعت در حقیقت به منزله اعتقاد به یک بعد خاص برای جهان علاوه بر ابعاد سهگانه یا چهارگانه یا بیشتر است و البته آن بعد دارای مشخصات مخصوص به خود است؛ یعنی جهان به یک جانب دیگر هم کشیده شده که آن جانب را «ماوراء طبیعت» میخوانیم. شعاع وجود و هستی همان طوری که به سه طرف مکانی و یک طرف زمانی امتداد یافته به یک سوی دیگر هم امتداد یافته است، با این تفاوت که این امتداد است که سایر امتدادها را به وجود آورده است، سایر امتدادها خواه چهار تا باشد و خواه بیشتر قائم به این یک امتداد میباشد.
هر چند دیده نشده که تاکنون حکما و فلاسفه از جهان دیگر به «بعد» و «امتداد» تعبیر کرده باشند و این طرز بیان و تعبیر مخصوص این گفتار است، امّا تقریبی که در این گفتار به عمل آمد منطبق است با حقیقتی که الهیونی که قدمی راسخ در این فن دارند به آن رسیدهاند.
حکمای الهی تعبیر دیگری دارند که نزدیک به این است؛ معمولًا علل طبیعی را که در زمان واقعاند خواه آنکه همزمان باشند یا تقدم و تأخّر زمانی داشته باشند «سلسله عرضی» و علل ماوراء الطبیعی را «سلسله طولی» مینامند.
اگر مطلب را به این صورت طرح کنیم یعنی بدانیم که طرز صحیح طرح این مسئله فقط همین است یکباره به بیپایگی همه اشکالات و استدلالات مادّیین پی