مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦٢ - طرح علمی مسأله تضاد
میشود، همه به همین غلط و اشتباهی که در اینجا ذکر کردیم برمیگردد، و این تضادی که با تحلیل فلسفی میتوانیم به آن برسیم هیچگاه نمیتواند محرک باشد.
طرح علمی مسأله تضاد
اما اگر مسأله را با بیان فلسفی مطرح نکنند، بلکه از راه تجربی و علمی پیش بیایند و بگویند تجربههای عینی نشان داده است که هر چیزی که وجود پیدا میکند بالقوه در آن، چیزی وجود دارد که ساختمان شئ را خراب میکند، و در کنار نظریه شیخ که فرسودگی و مرگها را به دلیل وجود محامل بیرونی میداند و نظریه مرحوم آخوند که فرسودگی و مرگ را به دلیل رها کردن صورت ماده و نفس بدن را میداند، نظریه سومی ادعا کنند و بگویند تجربهها نشان میدهد که ساختمان عالم چنین است که همیشه دو عامل در آن واحد در شئ هست، یکی سازنده است و دیگری مخرب، فی المثل مانند عامل سرطان است که در درون شئ رشد میکند و رشد آن در جهت تخریب شئ است، یا مثل جوجه و تخممرغ است که معمولا مثال میزنند و میگویند که جوجه در درون تخممرغ رشد میکند و تخممرغ را از بین میبرد و بعد خودش به صورت موجود زنده در عالم باقی میماند؛ از اینها میپرسیم آیا جوجه به خودی خود در درون تخممرغ رشد میکند و تخممرغ به طبیعت خودش این ضد مخرب را در درون خودش میپروراند؟ یا این رشد در اثر عامل بیرونی است؟ بدون شک به تأثیر عامل بیرونی است چون اگر به تخممرغ از بیرون حرارت نرسد جوجه را در درون خود نخواهد پروراند و جوجه به وجود نخواهد آمد.
از این گذشته، این حرفی که میگویند وقتی جوجه در تخممرغ رشد کرد، دیگر وضع موجود برای آن مناسب نیست، لذا نوک میزند و پوست را میشکند و بیرون میآید، آیا کلیت دارد و در همه چیز همینطور است؟ آیا رشد نطفه در رحم و رشد گیاهها به همین نحو است که به یک مرحلهای میرسد که وضع موجود برایش مناسب نیست و میزند و میشکند و بیرون میآید؟ یا نه، رشد آنها به طور مداوم و منظم صورت میگیرد؟ بدون تردید شق دوم صحیح است و یک حرکت مداوم و منظم است نه انقلاب، و بر فرض اینکه قبول کنیم همه چیز تخممرغوار رشد میکنند و به وجود میآیند، باز جای این سؤال باقی است که آیا در این موارد تضاد علت حرکت شده