مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤٢ - تقابل
حرکت کمّی به مرحلهای میرسد که اختلاف مراتب حرکت با یکدیگر اختلاف ماهوی میشود، و به تعبیر اینها اختلاف کمّی به اختلاف کیفی منتهی میشود. پس بین تضاد و حرکت و جهش میتوان ترتیبی قائل شد ولی آن اصل چهارم که اصل تأثیر متقابل باشد بر تضاد مؤخر است اما نسبت به اصل حرکت و اصل جهش ترتیب معینی ندارد. در هر صورت ما از اصل تضاد شروع میکنیم و قبل از بررسی تضاد از نظر آنها، تضاد را براساس فلسفه خودمان طرح و بحث میکنیم و بعد از روشن شدن تضاد از نظر خودمان، به تضاد از دید آنها میپردازیم.
تقابل
هم در فلسفه و هم در منطق ما بحثی به عنوان «تقابل» مطرح میشود. در فلسفه در باب «وحدت و کثرت» از باب اینکه وحدت و کثرت را از عوارض «موجود بما هو موجود» میدانند (و لذا مسأله وحدت و کثرت از مسائل فلسفه اولی به شمار میرود) این بحث را مطرح میکنند. در آنجا میگویند: از عوارض وحدت هوهویت است که نوعی اتحاد است. بعد میگویند: هر هوهویتی، هم مشروط به کثرت است، هم مشروط به وحدت، و در مثل «الانسان انسان» که طرفین نسبت یکی هستند، این بحث مطرح میشود که آیا در اینجا هوهویت و قضیه است، یا اینکه صورت قضیه است و به معنای عدم صحت سلب شئ از نفس است؟ به هر حال هوهویت از عوارض وحدت است و برعکس، غیریت از عوارض کثرت است؛ لازمه کثرت، مغایرت احد المتکثرین با دیگری است.
در میان غیریتها یک نوع غیریت است که «تقابل» نامیده میشود؛ یعنی متغایرین بر دو نوعند، گاهی امکان اجتماع در وجود دارند و گاهی ندارند. نوع دوم متقابلین هستند. بعد بحث متقابلین و تعریف آن مطرح میشود که آیا متقابلین را باید تعریف بکنیم یا تقابل را، و خود تقابل چه مفهومی است، و آیا مصداق خودش است؟ و امثال این بحثها که در آنجا مطرح است.