مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٧ - ب مفهوم تکامل
در کتاب مابعد الطبیعه پل فولکیه، ترجمه دکتر مهدوی، تعریف تکامل از نظر اسپنسر چنین آمده است:
«تطور عبارت است از تغیری که بدان مجموعهای از امور متجانس به نامتجانس، یا اموری که عدم تجانس آنها کمتر است به اموری که عدم تجانس آنها بیشتر است تبدیل پیدا کند [١].
حصول و وقوع این تطور نیز خود تابع دو مرحله است؛ یکی مرحله فرق یا تفصیل، و دیگر مرحله جمع یا اجمال [٢]. مثلًا پروتوپلاسم نامتفرق- یعنی متجانس- که اجزای آن با هم پیوستگی ندارد، به حیوان پستاندار که از اعضای متعددی با تعقد و اندماج زیاد (فرق و تفصیل) تقوّم پیدا کرده است و این اعضا با هم سخت پیوستگی دارند (جمع و اجمال) تطور حاصل میکند.»
در این کتاب سه مرحله ذکر شده را در دو مرحله بیان کرده است. مرحله اول را که تراکم بود «تجانس» مینامد و دو مرحله دیگر (تنوع و انتظام) را مرحله «عدم تجانس» نام گذاشته است و این مرحله را باز به دو مرحله فرق و مرحله جمع تقسیم کرده است.
سپس به تکامل جامعه اشاره میکند و میگوید:
«همچنین یک جامعه را «تطور یافته» وقتی گوییم که اعضای این جامعه بالنسبه به اعضای یک جامعه ابتدائی در همان حال که دارای فرق بیشتر از یکدیگر (به واسطه تقسیم کار مثلًا) هستند پیوستگی بیشتر هم با یکدیگر دارند.»
در تطور اجتماع، از جمله خصوصیات این است که چون لازمه تکامل عدم تجانس است، هر اندازه تکامل جامعه بیشتر بشود عدم تجانس آن بیشتر میشود و این خودش یک مسأله مهم جامعهشناسی هم هست. در جامعههای ابتدائی افراد با یکدیگر متجانسترند و شباهتهای روحی و اخلاقی و نظایر آن بین افراد آن بیشتر است. لازمه تکامل جامعه این است که افراد بیشتر از یکدیگر جدا بشوند، و یکی از علل «از خود بیگانگی» که امروزه زیاد از آن سخن میرود همین تطور جامعه است
[١]. منظور از «تجانس» همان تراکم اولیه و منظور از «عدم تجانس» اختلاف و تکثر است.[٢]. اینها همان اصطلاحات فلسفی و عرفانی خود ماست که در اینجا به کار گرفته شده است.