مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٦ - ب مفهوم تکامل
کرد این شئ تکامل پیدا کرده است. مثلًا دستگاههای صنعتی که در ابتدا بین اجزاء و ابعاض آنها روابط سادهای وجود دارد، بعد هرچه که تکامل پیدا میکنند روابطشان پیچیدهتر میشود.
اسپنسر که از فلاسفه معتقد به تکامل است و معاصر با داروین هم بوده (منتها داروین تنها در مسائل زیستشناسی مطالعه کرده ولی اسپنسر فلسفهاش فلسفه تکامل است در همه عالم هستی) گفته است تکامل از چند چیز پیدا میشود، یکی تراکم، دیگر تنوع و سوم انتظام؛ یعنی اولًا تا اجتماع چند چیز نباشد تکامل معنی ندارد. شئ تنها را اگر در نظر بگیریم تکامل در آن معنی ندارد، چند چیز باید جمع بشوند تا ماده اصلی تکامل فراهم شود. ولی صرف قرار گرفتن چند چیز در کنار یکدیگر برای تکامل کافی نیست، شرط دومش تنوع و تقسیم کار است. مثلًا یک عده بیست نفری یک جایی جمع بشوند، صرف این جمع شدن تکامل نیست، اما وقتی کار آنها را تقسیم کردیم و از آنها یک واحدی به وجود آوردیم، مثلًا یکی را رئیس و دیگری را معاون و ... قرار دادیم و تنوع در میان آنها به وجود آوردیم، یک پایه دیگر از پایههای تکامل به وجود میآید. پس در واقع تنوع به نوعی اختلاف برمیگردد. پس در تکامل، یک شرط، اختلاف خاصی است میان اعضاء و اجزاء.
شرط سوم انتظام است؛ یعنی اختلاف که کثرت و تکثر است اگر به نوعی وحدت برنگردد تکامل نیست. مثلًا همان بیست نفر فرض شده، اگر هر کدام را پی کاری بفرستیم که ارتباطی با کار بقیه افراد نداشته باشد و وحدتی میان اینها نباشد تکامل نیست. پس بعد از آنکه اختلاف و تکثر صورت میگیرد، اگر نظام واحد بر آنها حکمفرما شد، آنوقت تکامل است.
حالا اگر ما میگوییم فلان موجود مثلًا انسان تکامل پیدا کرده است، معنایش این است که اولًا اعضا و اجزای زیادتری مثلًا سلولهای زیادتری در وجود او شرکت کردهاند، و ثانیاً تقسیم خیلی دقیقتری میان آنها هست. در اعضا و اجزای بدن انسان تقسیم کار بسیار دقیق و گستردهای وجود دارد. این معنای تنوع و تقسیم کار است.
ولی در عین حال این تنوع به کثرت منتهی نشده است و تمام اینها یک ارتباط بسیار دقیق و منظمی با یکدیگر دارند و یک هماهنگی کامل بین آنها وجود دارد که همان انتظام است. اینها که تکامل را از جنبه مادی و حسی بررسی میکنند، در باب تکامل بیش از این قائل نیستند که تراکمی و تنوعی و انتظامی در کار باشد.