مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٠ - طراحی و مهندسی اجتماع
کشیده میشود، لذا این کشورها بین آزادی فرد و قدرت دولت در نوسان هستند.
در هر حال در اینکه جامعهها به سوی تمرکز میروند و باید هم بروند تردیدی نیست و این آزادیها، چه در امور اقتصادی و چه غیر آن، به صورت هرج و مرج نمیتواند ادامه داشته باشد، لذا میبینیم روز به روز وزارتخانههای جدید به وجود میآید تا همه شؤون جامعه را تحت ضابطه و نظم درآورند.
حالا حسن نیت و حسن اجرای این برنامهها مورد بحث نیست، ولی اصل عمل بدون تردید خوب است و ناشی از تکامل جامعه است و حاکی از این است که جامعهها رو به تمرکز میروند ولی نه تمرکزی که در کشورهای کمونیستی هست و در حقیقت چیزی جز سلب آزادی از مردم نیست.
بعد میگوید:
«کنت دریافت که پیشبینی آینده جامعه و تنظیم تکاپوی اجتماعی میسر است و ضرورت تام نیز دارد. «واژد» با مفهوم هدفجویی اجتماعی و مارکس با طرح ماتریالیسم تاریخی به همین ضرورت اشاره کردهاند.»
ماتریالیسم تاریخی اصلا به این مسأله مربوط نیست. ماتریالیسم تاریخی خودش یک جبر تاریخی را بیان میکند. مارکسیسم دچار این تناقض هست که ماتریالیسم تاریخی با طراحی و برنامهریزی سازگار هست یا خیر، چون اینها از یک جبر کور و کر سخن میگویند. کسان دیگر به آنها اعتراض کردهاند که این جبر با برنامهریزی و طراحی جور درنمیآید و به مقتضای این جبر، جامعه خودبهخود پیش میرود؛ و اینها کوشش میکنند خودشان را از این تناقض برهانند، نه اینکه ماتریالیسم تاریخی به همین ضرورت اشاره میکند.
بعد مسأله دیگری را طرح میکند که از نظر ما جالب است، آن اینکه: طرحهای اصلاحی باید براساس پیشبینیها باشد. پیشبینی معنایش این است که ما یک خط سیری برای جامعه در نظر میگیریم، بعد جامعه را میخواهیم به سوی آن مقصد پیش ببریم، مقصدی که هنوز وجود ندارد و از منزلگاه قبل در نظر گرفته شده است. در اینجا یک مسأله بسیار مهمی مطرح است و آن این است که:
در تکامل طبیعی در شکل داروینی خودش این مسأله مطرح است که آیا تکامل هدفدار است یا هدفدار نیست؟ آیا از همان اول که زندگی حرکت تکاملی خودش را