مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١١ - طراحی و مهندسی اجتماع
شروع کرد، متوجه یک هدف و مقصدی بود و اصل علت غائی بر او حاکم بود و به سوی این نقطه معین کشیده میشده است؛ یا نه، هیچ کشش و میلی به سوی این مقصد نبوده، به طور تصادفی رسیده است به اینجا؟
اگر بگوییم به سوی هدف معین حرکت میکرد، مثل این میشود که یک شخص میخواهد برود به اصفهان، اگر فرض کنیم که تمام راهها را طی کند، بالاخره مقصد مشخص است. یک وقت هست که نه، چنین مقصدی در کار نیست، مجموع عوامل که هیچکدام چنین مقصدی نداشتند سبب میشود که سر از آنجا دربیاورد، مثل یک شخصی که در یک ازدحام و جمعیتی گرفتار شود به طوری که اصلا نتواند برای خودش جهت حرکت انتخاب کند، فشار جمعیت او را به این سو و آن سو میکشد و بالاخره به یک طرف میبرد، نه خودش قصد داشته که به آن طرف برود و نه هیچیک از آن فشارها هدفدار بوده و او را به آن طرف میرانده است، مجموع فشارها به بردن او به آن طرف منتهی شده است.
عدهای از دانشمندان امروز- مثل لکنت دونوئی مؤلف کتاب سرنوشت انسان و نیز مؤلف کتاب حیات و هدفداری [١]- معتقدند که تکامل هدفدار است و تکامل با بیهدفی و تصادف مطلق قابل توجیه نیست.
در مسأله تکامل اجتماعی هم همین سؤال پیش میآید که جامعه که از نقص به سوی کمال سیر میکند، آیا به سوی یک غایت در نظر گرفته شدهای پیش میرود [یا نه]، و این غایت را کی دارد؟ خود جامعه دارد؟ در فطرت انسانهاست؟ یک قوه مدبّری جامعه را به جلو میکشاند؟
قوه مدبّر [مجبری] که جبرا به جلو بکشاند مورد قبول نیست همانطور که ما جبر کور طبیعی اینها را منکر هستیم و معتقدیم که بر ضد اختیار و آزادی انسان است.
در اینکه انسان به طور مبهم و غریزی طالب کمال است و کوشش میکند برای کمال بیشتر، جای بحث نیست، ولی انسان در تشخیص کمال خودش خیلی اشتباه میکند. فلسفه بعثت و رسالت همین است، یعنی پیغمبران چون جبر در کار نیست آمدهاند، و الّا اگر جبر بود که آمدن آنها لزومی نداشت و آنها آمدهاند «لیقوم النّاس بالقسط» نه «لیقیموا النّاس بالقسط» و نه «لیقوم النّاس به خودی خودشان بالقسط».
[١]. ترجمه دکتر عباس شیبانی.