مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٦ - نظر قرآن در مورد منبع « دل »
نظر قرآن در مورد منبع « دل »
عمده مسئله این است که من میخواهم نظریه قرآن را در این مورد روشن کنم. بعضی از دوستان سؤالاتی مطرح کردند که احساس کردم تردید دارند که اصلا آیا قرآن این منبع و ابزار را به رسمیت میشناسد یا اساساً قرآن فقط و فقط اقبال به طبیعت کرده و اینها یک افکاری بوده است که قبل از قرآن در میان مردم رایج بوده و اهمیت قرآن به این است که افکار و اندیشههای بشر را از توجه به این به اصطلاح «درونگراییها» و به یک اصطلاح بسیار غلط «ذهنیت گراییها» منصرف کرده و او را عینیتگرا و طبیعتگرا کرده است. دیگر کمکم حتی ابائی هم نیست که اسمش را مثلًا اوهام، ذهنیت، خرافات، نامعقول و امثال اینها بگذارند. نه، اینطور نیست. قرآن نه در یک یا دو آیه و نه در ده آیه، بلکه در دهها آیه خودش بشر را متوجه مطالعه عالم میکند، متوجه مطالعه تاریخ و نظامات اجتماعی میکند، متوجه مطالعه نفس و درون خودش به عنوان یک شئ از اشیاء طبیعت میکند، و در این بحثی نیست، ولی این به معنای روی گرداندن از هرچه معنویت و هرچه درونی و باطنی است نیست. قرآن به ظاهر توجه کرده است بدون آنکه از باطن اعراض کرده باشد. این حرف که توجه قرآن فقط به ظاهر و محسوس و طبیعت است بسیار غلط است اگر ما آن را به صورت اعراض قرآن از ماوراء الطبیعه و باطن و غیب و معنویت تلقی کنیم.
قبلًا فقط به یک آیه از آیات قرآن در این موضوع تمسک کردم و آن آیه «و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا» بود. بعضی از دوستان پرسیدند که چرا ما جهاد در این آیه را به معنای مجاهده درونی بگیریم؟ عرض کردم اصلا در قرآن مجاهده درونی از مجاهده بیرونی حساب جدایی ندارد، نه اینکه یک سری کارها کارهای بیرونی باشد و یک سری کارهای درونی، این به دنیای بیرون تعلّق داشته باشد و آن به دنیای درون، و به این ترتیب انسان باید یا برونگرا باشد یا درونگرا! اساساً ارزش قرآن به این است که ایندو را از یکدیگر جدا نمیکند.
یک آیه برایتان میخوانم، به نکتهاش توجه بفرمایید:«و من یخرج من بیته مهاجرا