مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - زیان آورترین تحریف تاریخ
زیان آورترین تحریف تاریخ
در تورات، تحریفی واقع شده است که من خیال نمیکنم در جهان تحریفی به اندازه این تحریف به بشریت زیان وارد کرده باشد. میدانیم که هم در قرآن و هم در تورات، داستان آدم و بهشت به این صورت مطرح است که آدم و همسرش در بهشت حق دارند از نعمتها و ثمرات آن استفاده کنند و یک درخت هست که نباید به آن درخت نزدیک شوند و از میوه آن بخورند؛ آدم از میوه آن درخت خورد و به همین دلیل از بهشت رانده شد. این مقدار در قرآن و تورات هست. مسئله این است که آن درخت چگونه درختی است؟ از خود قرآن و قرائن قرآنی و از مسلّمات روایات اسلامی برمیآید که آن میوه ممنوع، به جنبه حیوانیت انسان مربوط میشود نه به جنبه انسانیت انسان، یعنی یک امری بوده از مقوله شهوات، از مقوله حرص، از مقوله حسد و به اصطلاح از مقوله ضد انسانی. به درخت طمع نزدیک مشو، یعنی اهل طمع نباش؛ به درخت حرص نزدیک مشو، یعنی حریص نباش؛ به درخت حسد نزدیک مشو، یعنی حسادت نورز؛ ولی آدم از آدمیت خودش تنزل کرد و به آنها نزدیک شد؛ به حرص، به طمع، به حسد، به تکبّر، به این چیزهایی که تسفّل و سقوط انسانیت است نزدیک شد؛ به او گفتند باید بروی بیرون، بعد از آنکه «علّم ادم الاسماء کلّها» [١] همه حقایق به او آموخته شده است؛ [گفتند اینجا] جای تو نیست، برو بیرون! در تورات، دست جنایتکاران تحریف، آمده است قضیه را به این شکل جلوه داده است که آن درختی که خدا به آدم دستور داد که نزدیک آن نشو، مربوط است به جنبه انسانیت آدم نه جنبه حیوانیت آدم، به جنبه اعتلای آدم نه جنبه تسفّل آدم؛ دو کمال برای آدم وجود داشت و خدا میخواست آن دو کمال را از او دریغ کند؛ یکی کمال معرفت و دیگری کمال جاودانه بودن؛ خدا نمیخواست ایندو را به آدم بدهد؛ آدم از «درخت» یعنی درخت شناسایی (درخت شناخت) چشید و چشمش باز شد [و با خود گفت] تا به حال کور بودیم، تازه چشممان باز شد، تازه میفهمیم خوب یعنی چه، بد یعنی چه؛ خدا به فرشتگان گفت: دیدید! ما نمیخواستیم او از شجره معرفت و شناخت بهرهمند شود
[١]. بقره/ ٣١.