مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٥ - آیا پیشرفت مسیحیت دلیل حقانیت آن است؟
میوه مال همین درخت است. پس اصل مطلب این است: باید میوهای را ببینیم که صددرصد مال این درخت است، نه اینکه ما خیال میکنیم مال این درخت است و [در واقع] مال جای دیگری است. ما هم در اینجا میگوییم دلیل امتیاز اسلام بر مسیحیت این است که ما تا آن روزی که به اسلام ولو به طور نسبی عمل میکردیم، پیشرفتهترین ملتهای دنیا بودیم. به اتفاق تمام اهل تحقیق، از ابتدای ظهور اسلام تا قرن پنجم و بلکه قرن ششم هجری، مشعلدار تمدن و فرهنگ جهان، جهان اسلام بوده است؛ جهان اسلام بود که از قطعهها و تکه پارهها و از موادّ متلاشی شده تمدنهای مختلف، مایهای ساخت و از این مایه حقیقتی را به نام «تمدن و فرهنگ اسلامی» به وجود آورد، و در آن وقت دنیای مسیحیت در نهایت توحّش و بربریت زندگی میکرد. در آن زمان دنیای مسیحیت به دین مسیح چسبیده بود و دنیای اسلام به طور نسبی به دین اسلام. از وقتی که ما اسلام را رها کردیم و شما مسیحیت را رها کردید، [ما رو به انحطاط گذاشتیم و شما رو به پیشرفت]. بعد از جنگهای صلیبی و رفت و آمدهای میان شرق و غرب و انتشار سفرنامهها و رابطهای که با تمدن اندلس (تمدّن اسپانیا) پیدا کردید و دانشجویانی به آنجا فرستادید و اقتباسهایی کردید، و بعد از آنکه معیارهای مسیحیت را شکستید و به معیارهای اسلام روی آوردید، [دنیای شما به ثمر نشست]. اصلًا پیدایش مذهب پروتستان [١] معلول برخورد شما با دنیای اسلام بود. از آن روزی که شما مسیحیت را رها کردید و معیارهای دیگری را- که مال بیرون دنیای مسیحیت بود و بیش از پنجاه درصد آن را از دنیای اسلام گرفته بودید- به کار گرفتید دنیای شما به ثمرات ثمربخشی رسید، و از آن روزی که ما واقعیت و حقیقت اسلام را رها کردیم و فقط یک قشر و پوستهای از آن برای ما باقی ماند بدبخت شدیم؛ به خیال خودمان اسلام در میان ما عمل میشود ولی اسلام در میان ما عمل نمیشود.
بنابراین صحت فرضیه را عمل نشان میدهد ولی به شرط اینکه روشن شود فرضیه دیگری در کنار آن وجود ندارد. همیشه در مسائل اجتماعی اینطور است. بسیار سادهاندیشی است که وقتی در دنیا میبینیم مردمی وابسته به یک مکتب، پیروزیهایی کسب میکنند، فورا آن پیروزیها را صددرصد برای آن مکتب بدانیم؛ بسا هست که علل و عوامل و جریانهای دیگری وجود دارد که آنها بیشتر در موفقیت تأثیر دارند.
[١]. .