مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٠ - آیا عمل، تنها کلید شناخت است؟
اما آیا عمل، تنها کلید شناخت است؟ نه، عمل کلید اول شناخت است؛ با عمل، ما یک در از درهای شناخت را به روی خودمان باز میکنیم و به یک سلسله مسائل دست مییابیم. بعد نوبت در دوم میرسد، در دوم را باید با کلید دیگری باز کنیم. با کلید دوم شناخت، به شناخت بالاتر میرسیم. آنچه در جلسات پیش عرض کردم که شناخت سطحی و شناخت منطقی دو مرحله اساسی از شناخت هستند- بلکه ما شناخت منطقی را نیز دو مرحله کردیم- همین است؛ عمل (حواس) کلید شناخت سطحی ابتدایی است، یعنی کلید جمعآوری موادّ اوّلی شناخت در ذهن است. اگر نخواهیم با این کلید کار کنیم، اصلا نوبت به کلید دوم نمیرسد؛ مثل این است که میخواهیم وارد اتاقی شویم که در پشت اتاق دیگری است. تا وقتی که در اول را باز نکنیم به آن اتاق دوم نمیرسیم. آیا وقتی در اول را باز کردیم، جهان را مطالعه کردیم، آنچه را که از طریق حواس و استقراء برای ما به دست آمدنی است به دست آوردیم، به همه شناختها دست یافتهایم؟ نه، کلید دوم، آن است که قرآن از آن به «فؤاد» و فیلسوفان از آن به «عقل» تعبیر میکنند. آن هم «لعلّکم تشکرون» دارد یعنی آن هم باید عمل کند، باید به کار بیفتد. پس اگر عمل را شامل تفکر و تعقّل هم بدانیم، عمل همیشه کلید شناخت است. ولی اشتباه این است که وقتی میگویند «عمل کلید شناخت است» عمل را منحصر به «عمل عینی» میکنند که همان مشاهده و بررسی باشد. نه، عمل عینی (مشاهده و بررسی) کلید اول شناخت است؛ عمل دوم- که اگر اسمش را عمل بگذاریم مانعی ندارد- یک نوع عمل ذهنی است که مرحله دوم شناخت یعنی مرحله منطقی شناخت را با آن انجام میدهیم. ولی آقایانی که میگویند «عمل کلید شناخت است» فقط به عمل عینی توجه دارند و هیچ توجهی به عمل ذهنی ندارند، در صورتی که عمل عینی یعنی «مشاهده» را حیوانات هم انجام میدهند: مرغهایی که در هوا پرواز میکنند دائما مشاهده میکنند، اسبها و گوسفندها هم مشاهده میکنند. این هم یک مسئله بود که به همین اختصار قناعت میکنم.
مسئله دیگر این است: کدام عمل است که کلید شناخت است، «عمل فردی» یا «عمل اجتماعی»؟ در مسائل مربوط به جامعه این مسئله مطرح است. این مسئله از زمان فوئرباخ [١] مطرح شد. فوئرباخ وقتی مسئله پراکسیس [٢] را مطرح کرد و عمل را
[١]. .[٢]. .