مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٣ - « پنهانهای روان انسان » در قرآن و دعای کمیل
است؛ اگر بالا حرکتی هست به دلیل حرکتهای طبقه زیرین و به دلیل نیروهایی است که در طبقه زیرین وجود دارد.
خصوصیت دوم این است که علاوه بر اینکه طبقه زیرین روح ما [یعنی] روان ناخودآگاه فرمانده است و روان خودآگاه فرمانبر، بخش روان ناخودآگاه بسی عظیمتر و وسیعتر و گستردهتر است. قسمت خودآگاه ما نسبت به بخش ناخودآگاه، قسمت کم و کوچکی را تشکیل میدهد. قسمت مهم روان ما را روان ناخودآگاه ما تشکیل میدهد. مثل میزنند که اگر هندوانه یا قطعه یخی را در آب بیندازند، مقدار کمی از آن از آب بیرون میآید و آب قسمت اعظم آن را در برمیگیرد. میگویند عینا به همان نسبت که قسمتهای بیشتری از یک هندوانه یا یخ زیر آب قرار میگیرد و قسمت کمی روی آب، قسمتهایی از روان انسان هم به همین نسبت از آگاهی ما مخفی و از شعور ما پنهان است؛ قسمت بسیار کم آن همان است که خودمان آن را درک میکنیم و به وجود آن آگاه هستیم.
در قدیم یک مثل عامیانهای بود، مردم فکر میکردند- من نمیدانم تا چه اندازه درست است- که آدمهای کوتوله خیلی زرنگ و باهوش هستند؛ میگفتند این آدم کوتوله که میبینی قدش اینقدر است، ده برابر این مقدار زیر زمین است.
این یک حرف عامیانهای بود [اما] بعد معلوم شد که همه مردم اینطورند، همه مردم کوتولهاند ولی از نظر روانی؛ یک مقدار از روانش همان است که خودش حس میکند و به وجود آن آگاه است- که قسمت کمی از روان اوست- و قسمتهای بیشترش همان است که خودش هم از وجود آنها آگاه نیست.
مجموعهآثاراستادشهیدمطهری ج١٣ ٤٣٣ «پنهانهای روان انسان» در قرآن و دعای کمیل ..... ص : ٤٣٣
« پنهانهای روان انسان » در قرآن و دعای کمیل
در این زمینه نکاتی در قرآن مجید و کلمات علی (علیه السلام) و کلمات حکمای الهی و عرفایی مثل مولوی وجود دارد؛ یعنی تا حدود زیادی حکما و عرفا هم به این نکته توجه کردهاند. حال مطلبی را که آنها گفتهاند عجالتا مطرح نمیکنم، فقط یک مورد از قرآن کریم و یک فراز از کلمات امیر المؤمنین (نه از نهج البلاغه بلکه از دعای کمیل) نقل میکنم و فعلا از این قسمت مطلب رد میشوم.