مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٤ - رد نظریه اگوست کنت
حقیقت این است که زمین دور خورشید میچرخد. جواب این است که [حقیقت] با «اصطلاح» عوض نمیشود. آقای اگوست کنت این حساب را نکرده است که [حقیقت] به «اصطلاح» ما بستگی ندارد. فکر، اندیشه و شناخت، خاصیتی ذاتی است و آن خاصیت ذاتی این است که از ماوراء خودش [یعنی] از واقعیت حکایت میکند. من اگر چنین میاندیشم که الآن مثلًا دیماه است نه بهمن ماه، این فکر و اندیشه من از واقعیتی حکایت میکند. این سؤال همیشه برای من مطرح است که این اندیشههای من با واقع مطابق هست یا نه؟ حالا شما اسمش را عوض میکنید، ولی این سؤال باز برای من مطرح است. میگویم واقعیت که دو جور نیست؛ اینطور نیست که تا سیصد سال پیش واقعاً زمین ایستاده بود و خورشید میچرخید و در سیصد سال اخیر خورشید یک جا ایستاده و زمین میچرخد. من میدانم که از وقتی که خورشید و زمینی بوده، یا همیشه زمین مرکز بوده و خورشید دور آن میچرخیده و یا برعکس این حالت بوده است. این که من امروز میگویم «زمین به دور خورشید میچرخد» یک اندیشه است، و اینکه کسی آن روز میگفت «خورشید به دور زمین میچرخد» یک اندیشه است؛ هم اندیشه او میخواست از واقع حکایت کند و هم اندیشه من میخواهد از واقع حکایت کند. بنابراین از ایندو یکی مطابق است و دیگری مطابق نیست. با اصطلاح که نمیشود [حقیقت را تغییر داد و گفت]: «من حقیقت را این طور تعریف میکنم». مگر اختیاری است که بتوانی تعریف کنی؟! به هر شکل که تو حقیقت را تعریف کنی سؤال به جای خود هست.
این سخن را در مورد احساسات و در مورد حقوق میتوان گفت نه در مورد علم و حقیقت (یک اشتباه هم اینجا کردهاند). بسیاری از مسائل حقوقی ممکن است که با احساسات و خواستههای مردم بستگی داشته باشد یعنی به مردم زمان بستگی پیدا کند؛ یعنی چه؟ مثلًا اکثریت قریب به اتفاق مردم یک زمان، خواستهای در مسائل اجتماعی دارند؛ این خواسته، حقوقی برایشان ایجاد میکند. حال اگر صد سال گذشت و خواسته مردم عوض شد یعنی به جای اینکه آن را بخواهند چیز دیگری خواستند [باز حقشان همان خواسته جدید است]. مثلًا فرض کنید یک روز مردم خودشان یک رژیم حکومتی از نوع استبدادی میخواهند، چون خود مردم این را میخواهند پس حق مردم این است که خواستهشان را به آنها بدهند. یک قرن میگذرد و فکر همه مردم عوض میشود، یعنی به جای استبداد، مشروطیت میخواهند. این،