مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٦ - مسأله عادت
این مطلب را مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی از شیخ الرئیس نقل میکردند ولی من خودم الآن یادم نیست در جایی از کلمات شیخ دیده باشم، شاید در کتب طبی شیخ چنین مطلبی هست. به هر حال ایشان از شیخ نقل میکردند که: دیده شده است که بعضی مرغها که بدون خروس زندگی میکردند و احتیاج داشتند که خودشان از خودشان دفاع کنند، کم کم آن سیخک پشت پایش رشد میکند و مانند خروسها میشود تا در موارد لزوم برای دفاع از خودش استفاده کند و آن را مانند سرنیزهای بر سر و سینه دشمن بزند. این مطلب به این معنی است که وقتی حیوان خودش را مواجه با دشمن میبیند فکر و نفس او و به قول شیخ اشراق «رب النوع» یا بالاخره یک قوه مدبّر او را به وسیله جدیدی مجهز میکند. در مورد دستهای خارکنها که به مقتضای کار پوستهایش کم کم خشن و مانند چرم میشود که به آسانی میتواند هر نوع خاری را با دست خرد کند، معمولًا گفته میشود «عادت» کرده است؛ یعنی چه؟ یعنی با خار سرو کار داشته و کم کم در برابر آن مقاوم شده؟ چرا یک جماد (مثلًا پارچه) اگر با چنین وضعی مواجه شود عادت نمیکند و مقاوم نمیشود، بلکه پاره خواهد شد، و این موجود زنده عادت میکند؟ روح پوست بدن را جوری میسازد که بتواند مقاومت کند [١].
تنها حرفی که آمدند گفتند این بود که نیاز این حالت را به وجود میآورد. جوابش خیلی روشن است. نیاز از آن جهت که نیاز است نمیتواند به وجود آورنده چیزی باشد، چون نیاز یعنی احتیاج و احتیاج خودش واقعیتی نیست. بله، احتیاج زمینه قابلی را به وجود میآورد، ولی زمینه فاعلی که به اینجور چیزها به وجود نمیآید. صحبت از علت اینگونه تصرفات است و این که به وجود آورنده این «تطبیق با شرایط» چیست؟ مرتب میگویند: احتیاج، احتیاج؛ ما هم قبول داریم که این کارها در زمینه احتیاج به وجود میآید، ولی صحبت در این است که فاعل چیست؟ احتیاج
[١]. اشکال: در جمادات هم گاهی چنین حالتی پیدا میشود. مثلًا سیمان در کنار سدها در اثر تماس با آب مقاومتش بیشتر میشود.
جواب: این در اثر تماس با آب چنین میشود نه بر اساس نیاز و اقتضای محیط. در واقع در اینجا خاصیت منفعل با خاصیت فعال اشتباه شده است. مثلًا کفش انسان با پا منطبق میشود. این بدان معنی نیست که از طرف کفش کاری انجام میگیرد، بلکه این خاصیت انفعالی است و حالتی است که کفش در برابر پای خاص پیدا میکند و این پاست که این حالت را به وجود میآورد، و این غیر از آن است که خودش خودش را چنین کند. در جمادات، تنها مسأله انفعال است نه فعل.