مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٩ - ماتریالیسم تاریخی، ابتکار مارکس
میشناسند، قبل از او بوده است. مثلًا ماتریالیسم قبل از مارکس بوده، به قول خود مارکسیستها در دنیای قدیم بوده، در قرن هجدهم بوده و اوج گرفته بوده است و بعد هم در میان شاگردان چپگرای هگل شخصی به نام «فوئرباخ» بود که ماتریالیسم را متحول کرد و مارکس در واقع پیرو اوست. منطق دیالکتیک هم به اعتراف همه مارکسیستها منطق هگل است. مسأله اشتراکیت و سوسیالیسم هم قبل از مارکس بوده است. مسأله انسانگرایی نیز که بعدا بحث شیرینی درباره آن مطرح میشود قبل از مارکس بوده است و مخصوصاً خود مارکس تصریح میکند که در این قسمت مدیون فوئرباخ است. پس آنچه که ابتکار مارکس است چیست؟
ماتریالیسم تاریخی، ابتکار مارکس
آنچه که ابتکار مارکس است، ماتریالیسم تاریخی یعنی تفسیر مادی تاریخ است. البته او نظریات اقتصادی هم داشته است ولی ما فعلا به جنبه فلسفی افکار او کار داریم و در فلسفه مارکس آنچه را که به مارکس نسبت میدهند و او را قهرمان آن میدانند ماتریالیسم تاریخی یعنی تفسیر مادی تاریخ است که خودش فلسفهای است در جامعهشناسی. به این ترتیب سوسیالیسمی هم که مارکس پیشنهاد میکند میشود یک سوسیالیسم علمی نه سوسیالیسم تخیلی و رؤیایی به قول خود مارکسیستها، زیرا بر اساس ماتریالیسم تاریخی استوار است. طبق نظر مارکس تاریخ یک سیر جبری و قهری دارد که بر اساس تکامل ابزار تولید صورت میگیرد و این تکامل نیز قهری است، اوضاع تاریخ هم قهرا تغییر میکند. بعد مارکس روی اصولی که نشان داده است پیشبینی میکند که جامعه در یک مرحله معین تاریخ به طور جبری به سوسیالیسم گرایش پیدا میکند؛ نقش انسان فقط در این حد است که در همین مسیر سوسیالیسم عمل کند و الا سوسیالیسم را به عنوان یک طرح فلسفی ذکر کردن فقط یک رؤیا و خیال و آرزوست و چندین هزار سال پیش هم مفاهیمی از قبیل عدالت و مساوات به عنوان یک آرزو مطرح بوده است ولی بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی؛ یعنی نقش انسانها در به وجود آوردن سوسیالیسم بیش از نقش یک ماما در به دنیا آمدن بچه نیست و همان طور که متولد شدن بچه از مادر شرایط خاصی دارد و در موقعیت خاصی رخ میدهد که نه قبل از آن و نه بعد از آن میتواند متولد شود،