مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٨ - اشکال
که ایشان در مطلق جانداران قائل هستند قابل قبول نیست. ما هم در پاورقیهایی که در آنجا نوشتیم مطلب را طوری طرح کردیم که چنین تعمیمی در آن نبود. در انسان هم، در همه افعال اختیاریاش نیست، در پارهای از افعال اختیاری انسان یعنی آنهایی که با فکر و اندیشه انجام میدهد صادق است. در اینجاست که مسأله باید و نباید و مفهوم حسن و قبح عقلی جریان دارد. ولی انسانی که به مرحله رشد نرسیده باشد، مثل کودکی که شیر میخورد، کارهایش به کارهای طبیعی و غریزی شبیهتر است، بلکه حقیقتا هم غریزی است. حیوان علیرغم آنچه گفتهاند که متحرک بالاراده است مسامحة، متحرک بالمیل است. انسان رشد یافته است که متحرک بالاراده است. میان اراده و عقل از یک طرف ارتباط است، و میان میل و شهوات از طرف دیگر. میل یک حالت انفعالی است. حیوان یا انسان که از روی میل کاری را انجام میدهد، به هر اندازه که تحت تأثیر میل باشد و با میل آن کار را بکند، آگاهی و فکر و عقل و اینها کنار میروند و بیشتر حالت غیر اختیاری پیدا میکند. مثلًا انسان وقتی غذایی را میبیند میل به آن پیدا میکند، دست میبرد به سوی آن غذا، مثل این است که از بیرون یک رابطهای با انسان برقرار شده است که انسان را میکشد به سوی خودش. برعکس، وقتی انسان کاری را با اراده انجام میدهد، خودش [را] از بیرون میبرد و از درون خودش تصمیم میگیرد. مثلًا اگر میل به غذایی داشت، با خودش حساب میکند که خوردن این غذا چه عوارضی بهبار خواهد آورد، و با اینکه غذای دیگر نامطلوب است با اراده به سوی آن دست دراز میکند، در صورتی که میل به غذای دیگر داشت، ولی اراده خود را جمع میکند. اراده حالت «خود را از بیرون جمع کردن» دارد و لذا اراده مساوی است با آزادی. عقل و اراده، انسان را از کشش میلها آزاد میکند و به خود متکی میکند و با فکر علیرغم میل خودش رفتار میکند. البته ممکن است میل و اراده در یک مورد جمع شوند، یعنی هم به یک چیزی میل باشد و هم به حکم عقل باشد [١].
[١]. سؤال: در جایی که میل پیدا میشود و [انسان] دست میبرد، آیا اصلًا اراده نیست، یا هست ولی سریع است؟
جواب: اراده ضعیفی است. من نمیگویم هیچ چیز وجود ندارد، مقصود این است که روشن شود اراده و میل دو چیز است و انسان هرچه محکوم میل باشد اراده در او ضعیفتر است. این حرفی که حاجی و حتی خود آخوند (البته در بعضی جاها، زیرا در جاهای دیگر خلاف آن را گفته) و حتی شیخ هم گفته که اراده و شوق یکی است [حرف درستی نیست]. ولی در جاهای دیگر تصریح میکنند، خود شیخ هم تصریح میکند که اراده غیر از شوق