مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٠ - نظری به کتاب « جدال با مدعی »
رفته است ولی در آنچه که به سعادت و خوشبختی انسان مربوط میشود هیچ پیش نرفته، زیرا انسان باز گرفتار اضطراب و تنهایی است. او جواب میدهد:
«من صمیمانه معتقدم علم و فرزندان دوگانهاش تکنولوژی و صنعت زمینه را برای برخوردار شدن انسان از بیشترین آسایش انسانی روز به روز آماده کردهاند. اما اینکه چرا انسان به رغم آماده بودن زمینه از آسایش برخوردار نیست، این دیگر تقصیر علم نیست، تقصیر ایدئولوژی فرمانروا بر انسان امروز است.» [١]
یعنی این تیرهبختیها و بیچارگیها مربوط به علم نیست. علم یک مقدار کار کرده که زمینه را فراهم کرده است ولی این قوانین و مقررات و فلسفهها (و بیشتر هم نظرشان به ادیان است) که امروز بر انسان حاکم است و زیر بنای اینها هم وضع اقتصادی خاص است، اینها سبب تیرهروزی انسان است و اینها هم رفتنی هستند:
«تقصیر ساخت غلط زیربنای جامعههای امروزی است نه علم. مطالعه ابژکتیو تاریخ زندگانی انسان به ما میآموزد که تکامل سرنوشت انسان است، یعنی افزایش امکانات در هر یک از دورانهای تاریخ. امکانات انسان نسبت به دورانهای گذشته بیشتر شده است، یعنی انسان تکامل یافته. پیشرفت علم و شکفته شدن صنعت و تکنولوژی از ویژگیهای دوران سرمایهداری است و امکانات انسان در این دوران بسی بیشتر از امکاناتش در دوران پیشین یعنی دوره زمینداری است. در این دوران، انسان برای رسیدن به مقصد انسانی خود یعنی برای شکل گرفتن و پدید آمدن جامعهای بدون تضاد آماده میشود، ... سرگشتگی انسان معاصر و بدبختیهای او به هیچ وجه تقصیر علم نیست، زیربنای اجتماعی جامعه سرمایهداری و ایدئولوژی فرمانروا بر انسان در اینگونه جامعهها غلط است. علم کوشش میکند واقعیت را آنچنانکه هست بشناساند. هر علم در حوزه خاص خودش شبکهای از روابط علت و معلول را کشف میکند و آن را به صورت سیقی از قانونهای علمی در اختیار انسان میگذارد. اینکه از این قانونها چگونه بهرهبرداری بشود، اینکه نتایج شناساییهای علمی درست به کار بسته شود یا نه، به خود علم مربوط نیست، به انسانهایی مربوط است که از علم بهرهبرداری میکنند ... اگر انسان امروز سرگشته است یا احساس پوچی میکند یا به طور کلی بدبخت است، این نتیجه علم نیست، بلکه نتیجه
[١]. همان، ص ٤٦.