مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩٢ - مارکسیستها و مسأله شناخت
ندارد. حالا یک مرتبه را در نظر میگیریم، آیا این مرتبه علت میخواهد یا علت نمیخواهد؟ ذاتی باب ایساغوجی که روشن است اینجا معنی ندارد. همچنین ذاتی باب برهان در اینجا بیمعنی است؛ یعنی در حرکت معقول نیست که نسبت مرتبه بعد به مرتبه قبل مثل زوجیت برای اربعه باشد. اگر ذاتیای در اینجا باشد ذاتیای است که عین معلّلیت است نه اینکه ذاتی است و علت نمیخواهد. اینجا همان بحث خوب خودمان مطرح میشود که آیا در امور زمانی، هر مرتبهای شرط رسیدن به مرتبه بعد است یا علت رساندن به آن؟
در اینکه هر مرتبهای نوعی علیت برای مرتبه بعد دارد شکی نیست، ولی صحبت در این است که این علیت، علیت اعدادی است که تا مرتبه قبل وجود پیدا نکند نمیتواند مرتبه بعد وجود پیدا کند، یا علیت ایجابی و ایجادی است؟
در اینجا میرسیم به بحث علیت اعدادی و علیت ایجادی، و ثابت میکنیم که هر چیزی که حادث میشود نیاز دارد به علت ایجادی، و علت ایجادی باید معیت داشته باشد با معلول، در صورتی که مراتب حرکت هیچ مرتبهاش با مراتب دیگر معیت ندارد.
* رسیدیم به مسأله نیاز حرکت به علتی ماوراء متحرک. با آنچه در جلسات پیش ذکر شد، روشن میشود آنچه که آنها با ضرس قاطع میگویند که بنابر اصول دیالکتیک حرکت شئ نیاز به ماوراء خود ندارد، تنها با فلسفه هگل جور درمیآید؛ در صورتی که مقدمات فلسفه او پذیرفته شود میتواند این حرف درست باشد، زیرا از نظر هگل حرکت حکم یک مفهوم انتزاعی را پیدا میکند که از دو چیز دیگر به نحو ضرورت ذاتی منطقی انتزاع میشود و از نوع لازم و ملزومهایی میشود که ما هم در فلسفه خودمان آنها را بینیاز از جعل میدانیم و میگوییم رابطه ذاتی، خودش رابطه ضروری است و استغناء [از] جعل دارد، از باب اینکه ذاتی هویتی مستقل از ذات ندارد و کثرت ذات و ذاتی کثرتی است که ذهن میسازد و در واقع و نفس الامر ذات و ذاتی دو هویت ندارند.
ولی با نپذیرفتن فلسفه هگل، دیگر باب حرکت و متحرک را نمیتوان از باب