مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٥ - دلائل منکرین تکامل
طباطبائی هم از آیات قرآن چنین استنباط میکنند که جامعه دارای یک حیات واقعی است و به همین دلیل تولد و رشد و مرگ دارد و هر واحد اجتماعی و هر امتی در نهایت امر محکوم به نیستی و نابودی است. تاریخ عالم هم همین مطلب را حکایت میکند. کدام تمدن از تمدنهای عالم باقی مانده است؟ تمام تمدنهایی که ظهور کردهاند یک روزی هم افول کردهاند. راجع به خود اسلام تعبیر جالبی از حضرت رسول (ص) وارد شده است که فرمودهاند: «کالشّمس تطلع علی قوم و تغرب عن قوم» یعنی خود اسلام که عامل ترقی است ضرورت ندارد که همیشه در یک جامعهای ثابت بماند، بر قومی طلوع میکند، بعد قوم دیگری آن را میگیرند و قوم اول رها میکنند، شمس باقی میماند اما آن مردمی که این شمس بر آنها طلوع میکند همیشه یکی نیستند.
آنهایی که قائل به تنزل هستند میگویند اساساً کون در تنزل است، یعنی جامعه بشر در تنزل است؛ و اینها معمولًا دیندارها را پیرو چنین نظری میدانند و آنها را بدبین به اوضاع عالم و جامعه انسانی میدانند و مدعی هستند که آنها گذشته را از آینده کاملتر میدانند و از یک کشیشی نقل میکند که پیرو چنین نظریهای بوده است.
دلائل منکرین تکامل
منکرین تکامل که تکامل را در کل جامعه انسانی (و نه در یک جامعه خاص) منکر هستند ادّلهای برای مدعای خود ذکر میکنند؛ میگویند در امور طبیعی تکامل یک معنای واقعی دارد که همان تکاملی است که در مورد جاندارها وجود دارد. در آنجا میشود مثلًا انسان را با یکی از حشرات مقایسه کرد و گفت که یک حیوان کاملتری است، ولی در باب زندگی اجتماعی، یک جامعهای را نسبت به جامعه دیگر کاملتر شمردن نمیتواند یک امر واقعی باشد، ممکن است به صورت یک امر قراردادی باشد. پس تکامل اجتماعی اساساً یک امر بیمعنی است. میگویند اگر تکامل اجتماعی بخواهد یک امر واقعی باشد، اولا باید یک هدف مشترک را برای جامعهها در نظر بگیریم، و فرض کنیم جامعهها اهداف مشترکی دارند و در واقع روی یک خط، سیر میکنند و در مسیر واحد به سوی هدفهای مشترک پیش میروند، و بعد هر جامعهای که نسبت به خودش و نسبت به جامعههای دیگر به آن هدفها نزدیکتر شده باشد میگوییم