مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٥ - نظری به کتاب « جدال با مدعی »
مدعی مچش را میگیرد و میگوید: چرا نمیگویی رسیدهاند؟ مجادل میگوید:
«همانطور که دوره سرمایهداری به دو دوره تقسیم میشود، دوره آغازین و دوره فرجامین، دوره کمونیستی هم دو دوره دارد، دورهای که الآن هست و لااقل دولت بر جامعه حکومت میکند، دوره دیگر دورهای است که تمام اینها از بین میرود و حتی دولت هم از بین خواهد رفت، که هنوز جامعهای به این مرحله نزدیک نشده است.»
حرف مارکس همین است، میگوید: کمونیزم هم دو دوره دارد: دوره اول دوره دیکتاتوری طبقه پرولتر است و دوره دیگر دورهای است که در آن دولت هست ولی دولت واقعا نماینده همین طبقه است، که البته لنین در این مسأله یک تصرفات خاص کرده است و بعد مدعی میشود دوره نهایی در آینده خواهد بود که دولت هم در آن دوره نقش خویش را از دست میدهد و اساساً هیچ دولتی در کار نخواهد بود. به نظر مارکس سه چیز عامل از خود بیگانگی انسان بودهاند: سرمایه و دین و دولت، بنابراین در آن دوره ایدهآل، دولت هم وجود نخواهد داشت.
سپس مجادل میگوید: من اگر گفتم نزدیک شدهاند، مقصودم نزدیک شدن به این دوره است، نه اصل جامعه بیطبقه، زیرا به اصل جامعه بیطبقه، انسان رسیده است.
مدعی فورا نقض میکند، نقضی که دنیای غرب معمولًا به کمونیستها وارد میکند. کمونیستها حرفشان این است که دوره سرمایهداری منتهی میشود به دورهای که در آن دوره سرمایه دیگر نقشی ندارد و جامعه جامعه بیطبقه است. اینها به این دو خصوصیت خیلی تکیه میکنند. دو نقد بزرگ بر اینها شده است:
١. یکی اینکه الآن هم در شوروی جامعه طبقاتی وجود دارد ولی در شکل دیگر، یعنی اگر مقصود از «طبقه» تبعیض باشد در آنجا هم هست. [پس باید ببینیم که مقصود از طبقه چیست؟] مقصود از طبقه دو مطلب است:
یکی مسأله اختلاف طبیعی انسانهاست که این یک امر تکوینی است و اصلا به قرارداد مربوط نیست. اعم از اینکه نظام عالم را قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم چنین واقعیتی وجود دارد که افراد انسان از نظر استعدادها یکسان آفریده نشدهاند. خود این تفاوت تکوینی و اختلاف استعدادهای روحی و جسمی، خود به خود یک نوع روابط قهری میان افراد به وجود میآورد و همین سبب میشود که افراد با هم مرتبط شوند و ترکیب میان افراد جامعه به وجود آید. اگر افراد از هر جهت بالسویه خلق شده