مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩٤ - مارکسیستها و مسأله شناخت
او که مبدأ حرکت هستند به حرکت میافتند و محرکهای درونی به مقابله با وضع مضاد میپردازند و به حکم اینکه هر نیرویی هرچه بیشتر به کار گرفته شود بیشتر رشد میکند، انسانی که بیشتر با مشکلات مواجه شود قویتر و نیروهای نهفته در او کاملتر خواهد بود. البته اینگونه عکسالعملها مخصوص موجودات جاندار است.
در موجود جاندار، کوشش حیات برای حفظ خودش و کوشش برای مبارزه با مضاد خودش، خصلت ذاتی قوه حیات است؛ یعنی همیشه به سوی کمال خودش پیش میرود و با آنچه که مانع کمال اوست مبارزه میکند. اگر حیات با مشکلات مواجه نشود فعالیتی نشان نمیدهد، و اگر مواجه با مشکلات شود فعالیت میکند و این فعالیت سبب قوّت و نیرومندی حیات میشود [١].
در موجود زنده همینقدر که نیازی پیدا شد، در جوهر آن تغییراتی پیدا میشود، و این اصل «انطباق با محیط» که امروزه در روانشناسی و زیستشناسی مطرح است از بهترین اصول ماوراء الطبیعی است یعنی تنها با فلسفه ماوراء الطبیعه قابل توجیه است. [به داروین اعتراض میکردند که تو از این به صورت] یک اصل ماوراء الطبیعی یاد میکنی؛ جواب داد: من چه کنم؟ چنین وضعی وجود دارد. موجود زنده دارای چنین خصلتی است که در هر شرایطی قرار بگیرد، از درون خودش وضعش را چنان تغییر میدهد که با شرایط جدید سازگار باشد، مثلًا عضوی کم میکند و عضوی زیاد میکند.
یکی دیگر از نمونههای کوشش حیات، همین التیامهاست که در اثر زیاد دیدن برای ما عادی شده است. وقتی یک بریدگی یا شکافتگی در بدن پیدا میشود، تمام قوای بدن برای التیام و ترمیم آن تجهیز میگردند. این، فعالیت قوه حیاتی است. برای بحث اینجا، بیش از این مقدار لازم نیست که نقش تضادها به عنوان سبب السبب است، یعنی آن حرکتی که در خارج پیدا میشود فاعل آن، طبیعت شئ است و در اثر تضاد، طبیعت شئ به فعالیت بیشتری وادار میشود.
پس حرف ما این است که تمام حرکتها را نمیشود با تضادها توجیه کرد؛ تضاد معلول حرکت است و به نوبه خود علت حرکت است به نحوی که ذکر شد. پس
[١]. ادلّه باب «قسر» خود یکی از براهین حرکت جوهری است که ما فراموش کردیم که در ضمن براهین حرکت جوهری [در درس اسفار] آن را ذکر کنیم.