مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٨ - دو روش مطالعه در جامعه شناسی
در این کتاب هم زیرکانه این مطلب بیان شده است، چون میگوید: جنبشهای اصلاحی همیشه از طرف طبقه حاکمه است. طبقه حاکمه پس از آنکه یک پیشرویهایی در قسمتهایی از جامعه میبیند و برای موقعیت خودش احساس خطر میکند جبرا چارهای ندارد که دست به اصلاحات بزند.
در این که خیلی از اصلاحات که از طرف طبقه حاکم صورت میگیرد واقعاً هم همینجور است و برای جلوگیری از انقلاب است، تردیدی نیست، ولی آیا همه اصلاحاتی که در جامعه صورت میگیرد میتوان گفت برای حفظ موقعیت طبقه حاکم است و هیچ حرکت اصلاحی ناشی از وجدان خیرخواهانه انسان نیست؟ بدون شک این، حرف درستی نیست و حرف زوری است. اصلاحات وقتی صورت بگیرد و آن وضع ناهنجار از بین برود و جامعه تکامل پیدا کند، خودبهخود زمینه سوء استفاده طبقه حاکم از بین میرود. پس اینجور نیست که اصلاحات همیشه به نفع آنها باشد. این آیه شریفه:«و کذلک نولّی بعض الظّالمین بعضا» [١] یا آن جملهای که از حضرت رسول (ص) نقل شده است: «کما تکونون یولّی علیکم» [٢] معنایش این است که تا وقتی که شما وضع خودتان را اصلاح نکردهاید آنها بر شما حاکم هستند، اگر شما وضع خودتان را اصلاح کنید خودبهخود آنها طرد میشوند و میروند، نه اینکه همیشه کار باید از بالا شروع شود، اینجور نیست. جامعه اگر از بنیاد خودش یک حرکت اصلاحی را شروع کند خودبهخود وضع نامتناسبی اگر وجود داشته باشد طرد و رفع میشود. پس اینجور نیست که حرکتهای اصلاحی همیشه به نفع آنهاست.
[بعد] میگوید:
«در گذشته، مخصوصاً در جامعههای ایستای فلاحتی، جنبش اصلاحی به ندرت و با دشواری روی میداد. طبقه حاکم که تثبیت امتیازات خود را در تثبیت اوضاع اجتماعی میدید، مسلّماً از هرگونه اصلاحی رویگردان بود، فقط هنگامی که تحولاتی جبری پیش میآمد و سازگاری اجتماعی از میان میرفت و بازسازی جامعه با سیر قهقرائی میسر نمیشد، طبقه حاکم برای اینکه جامعه را از انفجار انقلابی باز دارد به اکراه به پارهای تغییرات اصلاحی تن میداد.»
[١]. انعام/ ١٢٩.[٢]. میزان الحکمة، ج ١٠/ ص ٧٣٣.