مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢ - قرآن و مسأله ای از حیات
جاری نمیکند.
این دسته همین عجز حاضر بشر را دلیل بر مدعای خود گرفتهاند: ببینید که بشر گندمی میسازد که از لحاظ ترکیبات شیمیایی با گندم طبیعی هیچ فرقی ندارد، عین اوست، در عین حال فاقد حیات است؛ این از آن جهت است که حیات وابسته به اراده خداوند است و حتما باید با اجازه خداوند صورت بگیرد و خداوند به غیر پیغمبران خود چنین اجازهای نداده است.
* گفتیم که قرآن کریم هم صریحا میگوید: «حیات به دست خداست» و دخالت غیر را در ایجاد حیات نفی میکند. ولی در هیچ جای قرآن دیده نمیشود که برای اثبات این منظور به سراغ آغاز حیات انسان یا آغاز حیات سایر جاندارها رفته باشد؛ بلکه برعکس، همین نظام موجود و مشهود را به شهادت میخواند و همین نظام جاری حیات و زندگی را نظام خلق و تکوین و ایجاد و تکمیل میداند. قرآن میگوید: حیات به دست خداست، خالق حیات خداست؛ ولی آنجا که میخواهد خالقیت خدا را نسبت به حیات بیان نماید به سراغ روز اول نمیرود و فرقی از این جهت بین روز اول و روزهای بعد قائل نمیشود، بلکه میگوید همین تطورات منظم حیاتی، تطورات خلقت است. مثلًا در سوره مبارکه مؤمنون میفرماید:
و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین، ثمّ جعلناه نطفة فی قرار مکین، ثمّ خلقنا النّطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فکسونا العظام لحما ثمّ انشأناه خلقا اخر فتبارک اللّه احسن الخالقین [١].
ما انسان را از مایه گل آفریدیم و بعد او را به صورت نطفه در قرارگاهی محفوظ و محکم قرار دادیم، بعد نطفه را به صورت خون بسته آفریدیم، بعد خون بسته را به صورت گوشت بریده بریده آفریدیم، بعد آن را به صورت استخوان آفریدیم، بعد استخوان را جامه گوشت پوشاندیم، سپس آن را مخلوطی دیگر کردیم، بزرگ است خدا که بهترین آفریننده است.
[١] مؤمنون/ ١٢- ١٤.