مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦١ - تأثیر عمل در نظر معارف اسلامی
مطلب همینجور است، در علوم الهی و ایمانی مسأله عمل بیش از هر چیز دیگری مطرح است.
در سوره مبارکه «مطفّفین» میفرماید:
الا یظنّ اولئک انّهم مبعوثون لیوم عظیم یوم یقوم النّاس لربّ العالمین، کلّا انّ کتاب الفجّار لفی سجّین، ... ویل یومئذ للمکذّبین، الّذین یکذّبون بیوم الدّین، و ما یکذّب به الّا کلّ معتد اثیم، اذا تتلی علیه ایاتنا قال اساطیر الاوّلین، کلّا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون [١].
در این آیات علت تکذیب را اعتداء، تجاوز، کثرت و تراکم اثم دانسته است. آنکه آیات را اساطیر میخواند آنها نیستند، گناهان متراکم شده و فجورها و انفجارهای روحی در اثر تراکم گناه است. چرا اعتداء علت تکذیب است؟ زیرا هر عملی کسب است، یک رابطه یک طرفی نیست که یک طرف فاعل و طرف دیگر فعل و مفعول باشد، بلکه هر عملی در همان حال که عمل است عامل است و هر عامل در همان حال که عامل است معمول است: تأثیر متقابل عامل و عمل. لهذا اثر هر عملی تنها مصرف کردن انرژی نیست، اکتساب هم هست. حکما میگویند: انسان هر عملی را که مرتکب میشود از آن عمل به موجب ماهیتی که آن عمل دارد صورت میپذیرد، تدریجاً آن عمل میشود و تدریجاً ماهیت آن حقیقتی را مییابد که آن عمل اثر طبعی اوست، مثلًا ماهیت سگ بودن در تکرار عمل درندگی. میتوان گفت همان ملاکی که در تعلم صنایع هست که به واسطه تکرار عمل، آن صنعت صورت روحی انسان میشود (مسأله از خود بیگانگی)، در هر عمل غیر صنعتی هم اعم از عمل صالح و غیر صالح [چنین] است:«من اخلص للّه اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه» [٢] یا:«من عمل علم و من علم عمل» علم مقدمه عمل و عمل مقدمه علم است؛ و به طور کلی در این که کار انسان، انسان را میسازد، بحث خوبی حکمای ما از زمان بوعلی داشتهاند تحت این عنوان که «عمل، انسان را به شکل خودش درمیآورد». چون آنها قائل به اصالت روح هستند توجیه این مطلب از نظر آنها خیلی کار سادهای است. آنها مطلب را اینجور بیان میکنند که همینجور که انسان هر ملکاتی داشته
[١]. مطفّفین/ ٤- ١٤.[٢]. بحار الانوار، ج ٧٠/ ص ٢٤٢، با اندکی اختلاف.