مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٨ - شناخت حسی و ویژگیهای آن
توجه دارم: بعضی حیوانها چیزهایی را میبینند که انسان نمیبیند، صداهایی را میشنوند که انسان نمیشنود، یا رنگهایی را انسان میبیند که حیوان نمیبیند. اینطور که میگویند سگ تمام رنگها را خاکستری میبیند، بنابر این تجزیه نور که برای انسان حاصل میشود برای سگ حاصل نمیشود. بسیاری از بوها برای حیوان بوی خوش و برای انسان بوی ناخوش است، مثل بوی مردار که برای انسان بوی نامطبوع و برای سگ و بعضی حشرات بوی مطبوع است (سگ در بوها فوقالعاده حساس است، حساسیتی که هیچ وقت انسان نمیتواند به اندازه سگ در شامّه دقیق باشد). سگ را میبینید که لاشه متعفّن را با لذّت میخورد. چشم عقاب تیزبینتر از چشم انسان است. شامّه مورچه و شامّه سگ قویتر از شامّه انسان است. بعضی از حیوانات را میگویند از حس رادار برخوردارند. ظاهراً شبپره با اینکه چشم ندارد وقتی به طرف دیوار میرود با یک حسی از نوع حس رادار احساس میکند که در مقابلش مانعی است و برمیگردد. اینها را توجه دارم ولی به طور کلی عرض میکنم که در شناخت سطحی، انسان و حیوان مشترکند؛ اختلافاتی اگر دارند در این است که در بعضی از حواس، انسان حساستر است و در بعضی حیوان، ولی به هر حال عالم شناخت احساسی میان انسان و حیوان مشترک است.
در مرحله شناخت احساسی که انسان و حیوان در آن مشترک هستند، همه شناختها جزئی است، یعنی به صورت تکتک و فرد فرد است، مثل یک کودک که فرد فرد را میشناسد، پدر، مادر، خواهر، برادر و خالهاش را میشناسد، خانهاش را میشناسد، از همه اینها به صورت جزئی تصور دارد اما برای او خانه یا انسان به مفهوم کلی وجود ندارد، رنگ به معنای کلی وجود ندارد؛ چنانکه حیوان هم همین طور است. بنابر این یکی از خصوصیات شناخت حسی، جزئیت و فردیت است، یعنی باید گفت شناخت حسی به اصطلاح اندیویدیوآلیست [١] است، فردی است، به فرد تعلّق میگیرد.
ویژگی دوم شناخت حسی این است که شناخت حسی، ظاهری است، عمقی نیست، ظواهر را میبیند: چشم رنگها و حجمها را میبیند، گوش آوازها را میشنود، ... ولی عمقی نیست که به ماهیت اشیاء بتواند پی ببرد و روابط درونی اشیاء
[١]. .