مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
«وحدت وجود» به مفهوم اسلامی خواند و بعد اظهار نظر کرد که مسأله وحدت وجود از چه زمانهایی و در چه مکانهایی سابقه دارد.
البته هر کسی مختار است هر اصطلاحی را به کار ببرد، همچنانکه پس از متجاوز از سه قرن که «اصالت وجود» به مفهوم خاصی در میان ما رایج بوده و هست امروز مترجمین ما فلسفه اگزیستانسیالیسم را «اصالت وجود» ترجمه کردهاند. آیا جای این هست که کسی خیال کند ژان پل سارتر فلسفه خود را از عرفا و حکمای اسلامی گرفته است؟ آیا جز شباهت لفظی شباهت دیگری در کار است؟ اما بازی کردن با اصطلاحات یک مطلب است و تحقیق در ریشه مسائل مطلب دیگر.
به نظر میرسد که وحدت وجود در نظر مرحوم محمد علی فروغی یک مجهول غیر قابل فهمی بوده است، از این نظر با هر مسأله مشکلی که مواجه میشود و نمیتواند آن را توجیه کند میگوید این نوعی وحدت وجود است.
مرحوم فروغی ضمن شرح نظرات فیلون یهودی، پس از بیان نادرستی در تفاوت نظر سامیان و آریائیان میگوید:
«به عبارت دیگر مذاهب حکمای یونان بلکه کلیه اقوام آریایی هر کدام نوعی از وحدت وجود است و اما یهود و کسانی که عقاید فلسفی خود را از تورات درآوردهاند حکم کردهاند به اینکه خداوند جهان را از عدم مطلق به وجود آورده است و آفرینش را وجودی جدا از آفریننده دانستهاند و نسبت آنها را به یکدیگر نسبت صانع و مصنوع پنداشتهاند.» [١]
در این بیان چنین فرض شده که لازمه حدوث زمانی عالم بینونت (به اصطلاح عربی) مخلوق از خالق است و لازمه قدم عالم از طرفی انکار خلق و ایجاد و صنع و ابداع است و از طرفی دیگر وحدت وجود است. من نمیدانم از نظر مرحوم فروغی، ابن سینا مثلًا که هم قائل به صنع و ابداع است و هم به قدم عالم، چه جور فکر میکرده است و چرا نه خود ابن سینا خود را و نه دیگری او را «وحدت وجودی» نخوانده است.
ضمن بیان مشرب فلسفی «آنسلم» [٢] میگوید:
[١]. سیر حکمت در اروپا، ج ١.[٢]. .