مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤ - جدل، فلسفه پیشرفت
میگویند بلی، هیچ چیز جاودان نمیماند ولی یک چیز جاودان است و آن تکامل است؛ راه، جاودان است، آن هم راهی که هر مرحله بعدی از مرحله قبلی متکاملتر است؛ پس فلسفه «شدن» این امتیاز را دارد که فلسفه تکامل است؛ در فلسفه «بودن» دیگر تکامل معنی ندارد، جاودانگی معنی دارد ولی تکامل معنی ندارد، اما در این فلسفه اگرچه جاودانگی به آن معنی وجود ندارد ولی تکامل هست و خود تکامل، یک حقیقت جاودانه است. ماتریالیستها هم غالبا این ایرادی را که الهیون به آنها میگیرند و میگویند این فلسفه هرگونه امیدی را از انسان میگیرد و هنگامی که همه چیز به نیستی منتهی میشود و انسان نیز خودش به نیستی منتهی میشود پس چه چیزی میتواند محرک انسان باشد و او را امیدوار سازد، به همین نحو پاسخ میدهند؛ میگویند درست است که همه چیز از بین میرود و میمیرد، ولی این، مردن نیست، مردنی است که عین زندگی است؛ مردنی است که از همین مردن زندگی کاملتر برمیخیزد؛ نظیر سخنی که مولوی میگوید:
از جمادی مردم و نامی شدم | وز نما مردم ز حیوان سر زدم | |
مردم از حیوانی و آدم شدم | پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم؟ | |