مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٧ - نظری به کتاب « جدال با مدعی »
رسیدنی، ارزشهای اخلاقی ارزشهایی است که انسان میآفریند، و اینجاست که دو مطلب را با هم خلط میکنند، یک وقت میگویند: آن جامعه نهایی انسانی همان جامعه بیطبقه است، و یک وقت میگویند جامعهای است که بنیاد آن جامعه بر اساس ارزشهای اخلاقی باشد. یک مارکسیست از آن جهت که مارکسیست است هیچ وقت چنین حرفی نمیزند و در این حرف یک رگ اگزیستانسیا لیستی وجود دارد.
اگزیستانسیالیست ها هم اصل را در عالم پوچی میدانند ولی میگویند انسان رسیده است به حدی که میتواند به زندگی خودش معنی و ارزش بدهد، جنبه بایستنی بدهد؛ هیچ چیزی در عالم نیست که بایستنی باشد، تنها انسان است که میتواند خودش را بایستنی و با ارزش کند و انسان یگانه موجودی است که در عالم به آزادی رسیده و به خلاقیت رسیده است و میتواند خودش را بیافریند و نیز ارزشهای اخلاقی را بیافریند و زندگی بر بنیاد ارزشهای اخلاقی آفریده انسان همان زندگی انسانی است.
این، دو بیان مختلف است که اینها برای فرار از پوچی دارند. مجادل وقتی میخواهد ارزشهای اخلاقی را براساس اگزیستانسیالیسم بیان کند اینجور میگوید:
«انسان با جهان دوگونه تماس دارد، یکی تماس برای شناختن، دوم تماس برای ارزش دادن ... هدف و نتیجه تماس اخلاقی انسان با جهان، آفریده شدن سیستمی از ارزشهاست.» [١]
[یعنی] نه اینکه ارزشی وجود دارد و ما کشف میکنیم. ما میگوییم که یک ارزشهایی واقعا وجود دارد و انسان کشف میکند و بعد فعل اخلاقی این است که انسان خودش را با این ارزشها تطبیق بدهد. ما میگفتیم که انسان فعل اخلاقی را خلق میکند، خودش را بر معیار ارزشهای اخلاقی میآفریند، ولی برای خود این ارزشها، خیر و فضیلت یک واقعیتی قائل بودیم، یعنی کأنّه یک مدل مشخصی انسان قبلًا کشف میکرد و بعد خودش را براساس آن مدل میساخت و اگر میگفتند انسان کامل کیست، میگفتیم آن کسی است که چنین و چنان باشد، و انسان خودش را باید بر این اساس و این شکل بسازد. ولی اینها یک کمالی با قطع نظر از اعتبار انسان قائل
[١]. جدال با مدعی، چاپ اول، ص ٢٥.