مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٣ - ٢ جاودانگی حقیقت
فیلسوفانهای است و جوابش هم ساده نیست. اولًا، میشود بر آنها نقض کرد به اینکه: شما میگویید هم حس خطا میکند و هم عقل، بعد برای این مدعا استدلال میکنید، یک استدلال عقلی و از این استدلالتان هم نتیجه قطعی میگیرید [و حال آنکه طبق فلسفهتان به هیچ چیز نباید قطع و جزم پیدا کرد].
اهل منطق هم خطای انسان را قبول دارند، ولی بعضی مسائل را بدیهی و قطعی میدانند که در آنها هیچ خطا نمیکند و امکان خطا هم در آنها وجود ندارد. پس در انسان یک سلسله اصول خطاناپذیر وجود دارد که با معیارهای منطق میشود بسیاری از خطاها را تصحیح کرد.
و اما اینکه گفتهاند حواس در شرایط مختلف تغییر میکند، این را به صورت دیگری باید جواب داد و این مسأله را در بحث «وجود ذهنی» باید بحث کرد.
باید گفت اینکه شما میگویید این شئ ماهیتش در ذهن وجود پیدا میکند، مثلًا سفیدی در خارج وجود دارد، بعد در ذهن من وجود پیدا میکند، اینجور خیال کردهاید که همان سفیدی که در خارج مثلًا در فاصله یک متری وجود دارد، من این را در همان جا دارم تلقی میکنم، در صورتی که نه، خیلی چیزها واسطه است، حتی آن امر مادی که من ادراک میکنم این نیست، این را من با استدلال عقلی کشف میکنم. انسان به برخی اشیاء علم حضوری دارد که قوای نفسانی خودش است. در یک جاست که حلقه ارتباط بدن با روح است که آن هم بالاخره باید به علم حضوری معلوم باشد. هر علم حصولی مسبوق به یک علم حضوری است. ما خیال میکنیم صوری که در ذهن ماست صور اشیاء خارجی است، در صورتی که چنین نیست، بلکه خارج سبب شده است که در اثر یک سلسله فعل و انفعالهای طبیعی و فیزیکی یک تصویر روی شبکیه چشم ما بیفتد. آن معلوم بالعرض ما آن شئ خارجی نیست، معلوم بالعرض ما همان ترکیب مادی است که روی شبکه عصبی چشم ما قرار گرفته است و خطا در آن واقع نمیشود و آن همان طور ادراک میشود. آن صورتی را که در روی چشم ما دارد با خارج تطبیق میکنیم و این تطبیق ممکن است اشتباه باشد.
در مورد مثال آنها (احساس در حال صحت و احساس در حال مرض) باید گفت شخص مریض که قند را تلخ ادراک میکند و شخص سالم که آن را شیرین ادراک میکند، در واقع نه مریض مستقیماً قند را ادراک میکند و نه سالم؛ این قند بعد از آنکه روی حاسه لامسه ما قرار گرفت و بعد از آنکه با بزاق دهان ترکیب شد آن واقعاً در